متافیزیک و علوم ماورایی و عرفانی

متافیزیکی عرفانی

چاکراهای حیوانات
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
 

زندگی در حال پیشرفت است و انسان جدای از آن نیست. بشر رو به تکامل است، تکامل و توسعه ای که به سختی تحمل می شود. تکامل وپیشرفت، هر دو مانند شرکت در یک مسابقه اسب دوانی هستند مانند گردش در میان چاکرا های مختلف. گردشی که ازچاکرای مولادا هارا که اساس و زیربنای چاکرا ها است، شروع می گردد و با سیر صعودی به چاکرای سا هاسرارا (تاج) می رود و در آنجا تکامل می یابد. در مسیر صعود انرژی کندالینی از مولادا هارا به سا هاسراراتجارب ما به سطح می آیند و در طریق زندگی قرار می گیرند. در مدیتیشن، تجارب درونی ما با ظرفیتهای مختلف در حال بیداری چاکرا های مختلف در سیستم اعصاب پیشرفت می کنند و به سمت ما می آیند این اتفاق به مناسبت ظرفیتهای متفاوت چاکرا ها رخ می دهد و همانند یک انرژی با ولتاژ بالا ونسبت به ارتعاش نادی های (رگهای کالبد اختری) مختلف در بدن روانی یا کالبد اختری است.

 


 در مقام مقایسه و برابری انسان و حیوان، مولادا هارا اولین مرکز روانی در انسان و آخرین چاکرا در حیوانات است. مولادا هارا در حیوانات نقطه تکامل است و در انسان نقطه شروع پیشرفت، بنابراین چاکرا های بالاتراز مولادا هارا در انسان به فیزیولوژی روانی حیوانات اشاره ندارند وسیستم اعصاب حیوانات دارای این نقص است. بالاترین چاکرا در سلطان حیوانات، مولادا هارا است که ارتباط با آگاهی های حسی دارد نه آگا هی های روانی، و موقعی که رشد شما یا ثابت بودن در این چاکرا است شما در مرحله حیوانیت به سر می برید، تنها آگاهی که وجود دارد آگاهی حسی است که حیوانات با آن ارتباط و در آن شرکت دارند.


 اگر آگا هی از هویت شخصی نفس ، وجود نداشته باشد اعمال ما از مولادا هارا آغاز می گردد. در انسان آگا هی از بالای چاکرای مولادا هارا شروع می شود وبدین جهت آگاهی نتیجه و حاصل نفس و هویت شخصی است. اعمال غریزی حیوانات نتیجه عملکرد چاکرا ها هستند که در ساقه های پا قرار دارند و به وسیله نادی ها بر یک نقطه یا مرکز مولادا هارا اثر می گذارند، مانند نادی ها در بدن انسان که تاثیرات چاکرا ها را از مولادا هارا به چاکرای آجنا انتقال می دهند.

اسامی چاکرا ها در حیوانات به شرح زیر است :


 ۷- آتالا           Atala

 ۶- وی تالا      Vitala    

 ۵- سوتالا      Sutala    

 4- تالا تالا     Talatala   

    ۳- راساتالا     Rasatala     

۲- ماهاتالا    Mahatala

۱- پاتالا          Patala
 


   چاکرای پاتالا در حیوانات همانند چاکرای مولادا هارا در انسان، پائین ترین چاکرا است. این بْعدی است که به تاریکی ها اشاره دارد، جائی که طبیعت در آن اثر ندارد وناحیه ای است خاموش وساکن.


 چاکرای سا هاسرارا در بالای سر مانند چاکرا های دیگر است ودلالت می کند برآگاهی برتر و الهی.


 بنابراین در سیستم تکاملی روان، چاکرای مولادا هارا بالاترین ونقطه تکامل در حیوانات محسوب می شود وبرابر است با چاکرای سا هاسرارا در انسان که بالاترین نقطه تکامل در انسان می باشد و اولین پایه تکامل آگاهی های الهی است. هر چه بیشتر در باره چاکرا ها مطالعه شود، بهتر درک خواهد شد که کندالینی تمام موضوعات زندگی را در کنترل دارد. موقعی که شاتکی از میان چاکرا های حیوانی عبور میکرد، جهل را در حیوان تکامل بخشید و بدین مناسبت است که حتی کاملترین حیوانات هم تنها از خوردن، خوابیدن، ترسیدن پیروی میکنند و اینها همه بر تاماسیک دلالت می کنند. مولاداهارا این حالت و غرائز حیوانی را با خود دارد و در کل تاماسیک است اما وقتی ما از مولادا هارا عبور کنیم، به اقلیم راجاسیک پا میگذاریم، سرانجام به ساهاسرارا یا ناحیه ساتویک میرسیم.

چاکراها بخشی از آناتومی حوزه انرژی رخشان(پوسته تابان دور بدن که مثل لایه ازن زمین برای بدن انسان عمل می کند) هستند. هر موجود زنده ای چاکرا دارد مورچه ها، خرگوشها، سگها و انسانها حتی درختان چاکرا دارند. چاکراهای حیوانات روی ستون فقرات آنها قرار دارد. چاکراهای یک درخت متحرک است چون درختها ستون فقرات ندارند. می توانید تنه درخت را با دستان خود با فاصله دو سانتی متر اسکن کنید در کف دستانتان گزگز احساس می کنید و این حس نشانگر حضور یک چاکرا است. آن را با دو دست بگیرید مثل یک توپ آن را احساس می کنید به آرامی به چاکرای آن ضربه بزنید تا با یکی از چاکراهای خودتان تنظیم شود حالا می توانید تماس انرژیتیک با درخت برقرار کنید. انسان تاثیرات جهان را از طریق چاکراها میگیرد.

 

برگرفته از :

savatark.blogfa.com

 

جهت آموزش متافیزیک با ایمیل Mostafa30@gmail.com تماس حاصل بفرمایید.


 
 
سایکیک هیلینگ :ترمیم روانی درمان روانی
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠
 

سایکیک هیلینگ ( درمان روانی) نام سنتی برای دستکاری میدان بیو انرژتیک ( انرژی زیستی) اطراف بدن بیمار جهت درمان می باشد.

ثابت شده است که تمام موجودات زنده در اطراف و درون بدن خود دارای میدان انرژی هستند که سایکیک هیلرها (درمانگران روان ) بر این باور هستند که همین میدان انرژی است که مولکولهای بدن را در شکل مناسب خود نگه می دارد.منبع الگو و نقشه ی هر شخص یا حیوان، همان طرح ذهنی و فکری ( تصویر از خود ) است که برای تک تک موجودات منحصر به فرد بوده و نتیجه نهایی کنش و واکنش فرد با جهان هستی می باشد.

روان درمانگران متبحر( سایکیک هیلرها ) در خواب مغناطیسی و هیپنوتیزم که در دستکاری در تصحیح طرح و نقشه ی وجودی شخص در حد و مرتبه فکری و ذهنی، آناتومی، فیزیولوژی، روان درمانی، تغذیه و مشاوره بسیار مفید می باشد، چیره دست هستند.

آنان همچنین در درمان روان ِ سنتی که همانا دستکاری مستقیم میدان انرژی اطراف جسم شخص هست نیز ماهر می باشند.

روان درمانگر ( سایکیک هیلر) به تعامل بین انرژیها در سطح ذهنی، احساسی و فیزیکی معتقد بوده و می دانند که این رقص و هماهنگی بین آنهاست که باید به سطحی از تعادل برسد که سلامت و بهبود را برای بدن فراهم سازد. این درمانگران ( سایکیک هیلرها) از درمان گران ایمان و باور (faith healer ) کاملا ً متمایز هستند.از این جنبه که شما نیازی به باور و اعتقاد ندارید، کار آنها حتی روی حیوانات و گیاهان نیز اثر بخش است.

همچنین آنها از درمانگران روحی معنوی ( Spiritual healer ) ها متمایزند. از این جنبه که هیچ عقیده دینی خاصی نه برای درمانگر نه برای بیمار پشتوانه کارشان نیست ،آنان مسوولیت خود را می پذیرندو آن را به گردن راهنمایان معنوی و الهی نمی اندازند.

بسیاری از بیماران یک جلسه درمانی توسط سایکیک هیلر را به یک ماساژ یا نیروی حیاتی تشبیه می کنند.

روان درمانگران ( سایکیک هیلرهای ) سنتی معتقدند، البسه ی مصنوعی باعث ایجاد اختلال در میدان انرژی فرد می شود. بنابراین از بیمار خود می خواهند که مثل یک جلسه ی ماساژ درمانی برهنه باشد. این درمانگران از روغنهای درمانی در کارشان استفاده می کنند تا اثر دستکاری انرژی را به حداکثر برسانند. بنابر این وقتی که چاکراهای شما تنظیم می شوند در عین حال از گرفتگی برخی عضلات نیز آسوده خواهید شد.

▪ چاکراها و کانالهای انرژِی مرتبط با آنها شامل :

۱) Ida & pingala :

قسمتی از دستور کار درمانگر است. چون آنها از این طریق روی شکل دهی دوباره وقایع احساسی فرد کار می کنند.

ترومای بعد از عمل جراحی ( ضربه چه جسمی چه روحی) ، افسردگی بعد از زایمان و ترومای بعد از استرس همگی نشاندهنده اختلال هستند ، یعنی عدم جریان انرژی یا اختلال جریان انرژی ، که تماماً بصورت فیزیکی در بدن یا روحیه ی بیمار اثر می گذارد.

ثابت شده است که تمام موجودات زنده در اطراف و درون بدن خود دارای میدان انرژی هستند که سایکیک هیلرها (درمانگران روان ) بر این باور هستند که همین میدان انرژی است که مولکولهای بدن را در شکل مناسب خود نگه می دارد.منبع الگو و نقشه ی هر شخص یا حیوان، همان طرح ذهنی و فکری ( تصویر از خود ) است که برای تک تک موجودات منحصر به فرد بوده و نتیجه نهایی کنش و واکنش فرد با جهان هستی می باشد.

روان درمانگران متبحر( سایکیک هیلرها ) در خواب مغناطیسی و هیپنوتیزم که در دستکاری در تصحیح طرح و نقشه ی وجودی شخص در حد و مرتبه فکری و ذهنی، آناتومی، فیزیولوژی، روان درمانی، تغذیه و مشاوره بسیار مفید می باشد، چیره دست هستند.

آنان همچنین در درمان روان ِ سنتی که همانا دستکاری مستقیم میدان انرژی اطراف جسم شخص هست نیز ماهر می باشند.

روان درمانگر ( سایکیک هیلر) به تعامل بین انرژیها در سطح ذهنی، احساسی و فیزیکی معتقد بوده و می دانند که این رقص و هماهنگی بین آنهاست که باید به سطحی از تعادل برسد که سلامت و بهبود را برای بدن فراهم سازد. این درمانگران ( سایکیک هیلرها) از درمان گران ایمان و باور (faith healer ) کاملا ً متمایز هستند.از این جنبه که شما نیازی به باور و اعتقاد ندارید، کار آنها حتی روی حیوانات و گیاهان نیز اثر بخش است.

همچنین آنها از درمانگران روحی معنوی ( Spiritual healer ) ها متمایزند. از این جنبه که هیچ عقیده دینی خاصی نه برای درمانگر نه برای بیمار پشتوانه کارشان نیست ،آنان مسوولیت خود را می پذیرندو آن را به گردن راهنمایان معنوی و الهی نمی اندازند.

بسیاری از بیماران یک جلسه درمانی توسط سایکیک هیلر را به یک ماساژ یا نیروی حیاتی تشبیه می کنند.

روان درمانگران ( سایکیک هیلرهای ) سنتی معتقدند، البسه ی مصنوعی باعث ایجاد اختلال در میدان انرژی فرد می شود. بنابراین از بیمار خود می خواهند که مثل یک جلسه ی ماساژ درمانی برهنه باشد. این درمانگران از روغنهای درمانی در کارشان استفاده می کنند تا اثر دستکاری انرژی را به حداکثر برسانند. بنابر این وقتی که چاکراهای شما تنظیم می شوند در عین حال از گرفتگی برخی عضلات نیز آسوده خواهید شد.

▪ چاکراها و کانالهای انرژِی مرتبط با آنها شامل :

۱) Ida & pingala :

قسمتی از دستور کار درمانگر است. چون آنها از این طریق روی شکل دهی دوباره وقایع احساسی فرد کار می کنند.

ترومای بعد از عمل جراحی ( ضربه چه جسمی چه روحی) ، افسردگی بعد از زایمان و ترومای بعد از استرس همگی نشاندهنده اختلال هستند ، یعنی عدم جریان انرژی یا اختلال جریان انرژی ، که تماماً بصورت فیزیکی در بدن یا روحیه ی بیمار اثر می گذارد.

 طلایه محتشمی
مترجم : دکتر کامبیز بابائیان

گرد آوری از مصطفی نظری


 
 
لایه های رنگ هاله
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

هاله انسان دارای ٣ لایه یا نوع رنگ می باشد:
1- رنگ زمینه که غالبا ثابت می باشد و نشانگر وضعیت روحی رو.انی و خصوصیات فرد می باشدو
2- رنگ تشعشعی که بر اثر یک فعالیت احساسی یا ذهنی برای لحظه ای نمایان می شود.
3- رنگ های پاتالوزیک که نشانگر بیماریها هستند و با بهبود بیماری این رنگ ها هم از هاله محو می شوند.
بنابراین قبل از تفسیر رنگ هاله هر شخص ابتدا باید رنگ زمینه هاله او را با دقت مشخص کرد. البته یادآوری می کنم که هاله غالبا دارای چند رنگ می باشد که باید رنگ غالب و یا ترکیب رنگها را تفسیر کرد
در حالت کلی رنگ ها هرچه از رنگ قرمز (چاکرای اول) به سوی رنگ بنفش (چاکرای هفتم) پیش برویم از خصوصیات فیزیکی و مادی به سوی خصوصیات معنوی حرکت کرده ایم.


 
 
سطوح هاله نورانی
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

لایه‌ی اول: لایه‌ی اتری
کالبد اتری ( تشکیل شده از اتر که حالتی بین ماده و انرژی است ) از خطوط ظریف انرژی تشکیل شده است، مانند یک شبکه‌ی درخشان از پرتوهای نور سفید – آبی. ساختار شبکه مانند لایه‌ی اتری در حرکت مداوم است. این لایه تا فاصله حدود 5/0 تا 6 سانتیمتر از کالبد فیزیکی وسعت دارد. رنگ لایه اتری از آبی روشن تا آبی تیره متغییر است. ساختار این لایه با کالبد فیزیکی یکسان بوده، تمام جزئیات آناتومی و ارگانها را در بر می‌گیرد.

لایه‌ی دوم: لایه‌ی عاطفی
لایه‌ی احساسات، ساختار آن سیال تر از لایه‌ی اتری است و با کالبد فیزیکی یکسان نیست. این لایه به صورت ابرهایی رنگین، از جنسی ظریف با حرکت سیال و مداوم، دیده می‌شود، که نشان دهنده‌ی طیف کامل عواطف ما است. فاصله‌ی حاشیه‌ی این لایه از کالبد فیزیکی 5/2 تا 5/7 سانتیمتر است.

لایه‌ی سوم: لایه‌ی ذهنی
جنسی ظریفتر از کالبد عاطفی دارد. این لایه به صورت نوری به رنگ زرد روشن که اطراف سر و شانه می‌تابد و اطراف کل بدن وسعت پیدا می‌کند، دیده می‌شود. حاشیه این لایه 5/7 تا 20 سانتیمتر از کالبد فیزیکی فاصله دارد. کالبد ذهنی، یک کالبد ساختاری نیز هست. این کالبد حاوی ساختار اندیشه‌های ما است… شکلهای افکار در این لایه قابل مشاهده‌اند.

لایه‌ی چهارم: لایه‌ی اثیری
کالبد اثیری فاقد شکل ثابت است و از ابرهایی از رنگ تشکیل شده است. وسعت آن تا فاصله‌ی حدود 15 تا 30 سانتیمتر از کالبد فیزیکی است. این کالبد ما را با بعدهای بالاتری از واقعیت ارتباط می‌دهد. این سطح، راه ورودی سطح اختری است.

لایه‌ی پنجم: لایه‌ی کلیشه‌ای اتری
این لایه حاوی طرح کلیشه‌ای تمام اشکال موجود در سطح فیزیکی است. این لایه الگوی کاملی برای لایه اتری است. وسعت آن تا فاصله 45 تا 60 سانتیمتر از کالبد فیزیکی است.این سطحی است که صوت تبدیل به ماده می‌شود. لایه‌ی کلیشه‌ای اتری هاله، فضایی خالی یا منفی ایجاد می‌کند، که منشأ ساختار شبکه‌ای است که کالبد فیزیکی در آن رشد می‌کند.

لایه‌ی ششم: لایه‌ی آسمانی
سطح ششم، کالبد آسمانی نام دارد. وسعت آن حدود 60 تا 105 سانتیمتر از جسم فیزیکی است. در این سطح است که ما وجد و شعف معنوی را تجربه می‌کنیم. از طریق کالبد آسمانی است که ما عشق بی قید و شرط را می‌آموزیم. کالبد آسمانی به صورت نوری دیده می‌شود که از رنگهای روشن و ملایم تشکیل شده است و درخشش زیبایی دارد. این نور، درخشش طلایی – نقره‌ای و کیفیت رنگ به رنگ شونده دارد.

لایه‌ی هفتم: لایه‌ی کلیشه‌ای کتری کالبد علّی
کالبد کتری حدود 75 تا 105 سانتیمتر از کالبد فیزیکی وسعت دارد، و در برگیرنده همه کالبدهای هاله‌ای همراه باکالبد فیزیکی است. کالبدکتری از رشته‌های ظریف نور طلایی – نقره‌ای تشکیل شده که فرم کلی هاله را حفظ می‌کنند. کالبد کتری، حاوی یک ساختار شبکه‌ای طلایی از کالبد فیزیکی و همه‌ی چاکراها است


 
 
جلوه هایی از انرژی حیاتی ، پرانا
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٠
 

 

انرژی حیاتی، جنبة نادیدنی هستی‌ است که جهان را شکل می‌دهد و همه چیز را به جنبش درمی‌آورد. این انرژی قابل دیدن و لمس کردن نیست، اما مانند هوایی که تنفس می‌کنیم ما را دربرگرفته و موجب ایجاد توازن در روح، روان و جسم ما می‌شود. انرژی حیاتی به اشکال مختلف ظهور می‌کند و همة جامدات و موجودات جهان فیزیک و پدپده‌های روحی و روانی را شامل می‌گردد. هرچه انرژی حیاتی متراکم‌تر شود، به ماده و جهان فیزیک نزدیک‌تر است و هرچه رقیق‌تر باشد به تجلیات روح.
مذاهب، مکاتب، فرهنگ‌ها و نژادها همواره از وجود این انرژی آگاه بوده و آن را به اسامی مختلفی نامیده‌اند. مسیحیان آن را «ایت» می‌نامند که در همه‌جا نافذ و سیال است و کاهنان پُلی‌زیری و هاوایی آن‌را «مانا» می خوانند. نزد صوفیان این نیرو به «برکت» شناخته می‌شود. از طرفی پژوهش‌گران روسی این انرژی را به نام «پلاسمای حیاتی» می‌شناسند. همچنین «نومیا» به گفتة پاراسلوس، «انرژی حیاتی و کیهانی» به گفتة برونلر، نام‌هایی ‌است که به انرژی حیاتی اطلاق شده است. همة این اسامی اشاره به انرژی مادر و بنیادین هستی‌ دارند که همه چیز را شکل داده و در همه چیز نفوذ می‌کند. در شماره‌های پیش به انرژی ارگن به گفتة ویلهم رایش و نیروی ادیک کشف رایشن باخ پرداختیم، در این شماره نیز به‌ جلوه‌ای دیگر از انرژی حیاتی، درالفبای باطنی هندوها یعنی «پرانا» می‌پردازیم. . . . .

مکانیزم اعمال خارق العاده

نیروی ذاتی روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسان‏ها وجود دارد. در تاریخ ملل و فرهنگ‏های مختلف، همچنین در تاریخ ادیان الهی و مکاتب گوناگون تجربه‏های متعدد و بسیاری از پدیده‏های عجیب و اعمال خارق‏العاده مشاهده و ثبت شده است، اعمالی چون: شفا دادن بیماری‏ها، غلبه برطبیعت (ایجاد باد، باران، طوفان)، برخاستن از زمین و پرواز کردن، خبردادن از غیب و پیش‏گویی کردن، قدرت تحقق بخشیدن به خواسته‏ها، تبدیل چیزهای مختلف به یکدیگر، زنده کردن مردگان و... که تحت عناوین مختلفی همچون معجزه وکرامات شناخته می‏شوند. درباره چگونگی وقوع این پدیده‏های فوق طبیعی یا صحت و سقم آن، نظرها و دیدگاه‏های گوناگونی وجود دارد. عده‏ای این پدیده‏ها را صرفاً منحصر به عهد عتیق می‏دانند و آنها را به اولیاء خداوند نسبت می‏دهند. عده‏ای هم به طور کلی وقوع این اعمال را رد می‏کنند و آنها را منتج از اوهام و شعبده تلقی می‏کنند. در این میان محققان و دانشمندانی هم وجود دارند که به بررسی این گونه اعمال می‏پردازند و سعی در دریافت قوانین حاکم بر اعمال فوق طبیعی دارند. به طور کلی مکاتب باطنی وقوع اعمال خارق‏العاده را به توانایی ذاتی روح نسبت می‏دهند و اظهار می‏کنند که نیروی ذاتی روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسان‏ها وجود دارد. آنها هم چنین مسئله پرورش و فعال نمودن این نیروی ذاتی را مطرح می‏کنند که در صورت شکوفا شدن می‏تواند کاربردهای شگرفی در زندگی روزمره و بهبود آن داشته باشد و موجب تعالی انسان گردد. در عصر کنونی به مدت چندین دهه است که دانشمندان در زمینه‏های فیزیک، زیست شناسی، ژنتیک، روانشناسی، فراروانشناسی و... این مبحث را مدّ نظر قرار داده و از رهگذر نتایج حاصله، به همسویی‏هایی با باطن‏گرایان شرق دست یافته‏اند. علم کنونی و در دسترس بشر، به طور روشن و کامل قادر به توجیه و ارائه پاسخی قطعی به پدیده‏های خارق‏العاده نیست، ولی تحقیقات دانشمندان بخصوص در فیزیک نو راهی به سوی تبیین و درک روح و اعمال خارق‏العاده ناشی از توان ذاتی روح باز کرده است. آنچه در علم ثابت شده وجود نوعی شعور و آگاهی در ذرات بنیادی و انرژی و شعوری فراسوی ماده در کل هستی است. این مقاله قصد دارد توانایی‏های بالقوه روحی-روانی انسان را مدّ نظر قرار داده و ارتباط آن را با اعمال خارق‏العاده، بررسی کند. دسته‏بندی چنین اعمالی از نظر تفاوت‏ها، چگونگی وقوع و مکانیزم‏شان از دیگر اهداف این مقاله است. تعریف اعمال خارق‏العاده پدیده‏های فوق طبیعی و اعمال خارق‏العاده شامل پدیده‏هایی می‏گردد که ماورا ماده و خارج از تبیین فیزیک مکانیکی می‏باشد و به مجموعه پدیده‏هایی اطلاق می‏گردد که در حیطه جهان انرژی-آگاهی قرار دارد و علت اصلی آن نیروی ذهنی-روحی انسان است. چگونگی وقوع اعمال خارق‏العاده پدیده‏های فوق طبیعی از نظر تفاوت در چگونگی وقوعشان، به سه دسته کلی تقسیم می‏شوند. دسته اول به گروهی از پدیده‏ها اطلاق می‏گردد که مربوط به روح خداوند است و از طریق اولیا و انبیا و منتخبین خداوند صادر می‏شود. دسته دوم شامل گروهی از پدیده‏هاست که انجام آن مربوط به روح فردی می‏باشد. در این روش از طریق انجام تمرینات، فنون و تکنیک‏ها، نیروی ذاتی روح را فعال نموده و موجب وقوع پدیده‏های فوق طبیعی می‏شوند. دسته سوم به اعمالی خارق‏العاده اطلاق می‏گردد که توسط کارگزاران روحی و غیبی وقوعشان امکان‏پذیر است. الف - همانطور که گفته شد، دسته اول شامل گروهی می‏شود که از اولیا و انبیا و منتخبین خداوند صادر می‏گردد. افرادی که به دلیل بزرگی و پاکی روحشان واسطه‏هایی بین خداوند و انسان‏های عادی هستند. در کتب آسمانی نیز از اعمال فوق طبیعی و خارق‏العاده روحی آنان یاد شده است. در حقیقت این افراد تحت القا روح الهی قرار گرفته‏اند و از این طریق توانایی‏های خارق‏العاده روح آنان آشکار شده، آنها برای نیل به این قدرت ذاتی تمرینی انجام نداده‏اند. نیروهای طبیعت تحت کنترل آنها و قدرت خداوند پشتیبان کلامشان می‏باشد. آنها که روحشان با روح خداوند یگانه شده است بیماری‏ها را شفا می‏دهند، مرده را زنده می‏کنند و با تکه نانی گروه بی‏شماری را سیر می‏نمایند... ب - دسته دوم شامل افرادی می‏شود که از طریق روش‏های خاص و تمرینات ویژه ذهنی و بدنی نیروی ذاتی روح خود را فعال نموده و به توانایی‏هایی از قدرت روح خود دست می‏یابند. هسته مرکزی این روش‏ها بکارگیری نیروی روحی تحت تسلط و کنترل ذهن است. آنطور که ثابت شده حدی برای توانایی‏های بدنمان تحت نظارت ذهن وجود ندارد. این توانایی‏ها بعداز سال‏ها تمرینات مراقبه و تمرکز ذهن، تجسم و تخیل خلاق، تمرینات تنفسی و تمرینات خاص بدنی و... حاصل می‏گردد. از جمله این قدرت‏ها کنترل آگاهانه اعمال حیاتی غیرارادی بدن مانند آهنگ نبض، تنفس، هاضمه، سوخت و ساز غذا، فعالیت کلیه‏ها و... است که می‏توانند تحت تأثیر اراده قرار بگیرند و به طور دلخواه تغییر کنند. افراد ماهری که سال‏ها وقت صرف کرده‏اند، می‏توانند ضربان قلب خود را تا حد مرگ کاهش دهند و دمای بدن را تا جایی که در حالت عادی مرگ‏آور است، پایین بیاورند و تنفس را به حدود یک بار در هر چند دقیقه برسانند. در این حالت بدن در شرایطی مشابه خواب زمستانی بعضی حیوانات قرار می‏گیرد، بنابراین آنها حتی می‏توانند خود را زنده، بدون بروز آثار سوئی، روزهای متمادی مدفون کنند و یا واکنش‏های بدن را چنان منحرف کنند که بدون احساس درد، سوزن به اعضا بدن فرو برند و سیخ از چانه و زبان بگذرانند. در حین انجام این اعمال تحت کنترل روح، دستگاه اعصاب نباتی )سمپاتیک( به طور موضعی حذف شده یا به نحوی تحریک می‏شوند که از خونریزی جلوگیری می‏شود. از دیگر اعمالی که توسط روح فردی و نیروی ذهن صورت می‏گیرد: بی‏وزنی، شفابخشی، جابجایی اشیاء، تأثیرگذاری از فاصله، تله‏پاتی، خبر دادن از غیب، کنترل و تسلط بر کالبد اختری، همزمان در دومکان بودن، بکارگیری نیروی روحی در هنرهای رزمی و... می‏باشد. در هنرهای رزمی تایی‏چی و شائولین، به‏کارگیری انرژی روحی و هماهنگی ذهن و جسم موجب می‏گردد تا قابلیت‏های مهیبی کسب شود. برای مثال یک استاد تایی‏چی می‏تواند با ضربه‏ای آرام و ملایم ولی متمرکز شخصی را به هوا پرتاب کند و به زمین بزند، درست مانند اینکه نیروی الکتریسیته از وی عبور کرده باشد. ج- دسته سوم مربوط به انجام اعمال خارق‏العاده توسط کارگزاران روحی )واسطه‏ها( میشود. در این روش عامل براساس به کارگیری موجودات واسطه‏ای عمدتاً روحی و انرژیک، موجب بروز پدیده‏های فوق طبیعی می‏گردد. این موجودات کارگزار را در فرهنگ عمومی به نام‏های ارواح، جنیان، موکلان، ملائک و... می‏شناسیم. استفاده از ارواح امکانی است که در اختیار انسان قرار داده شده است. برای مثال در کتب مقدس اشارات متعددی مبنی بر اقتدار و کنترل بسیار بالای حضرت سلیمان بر کارگزاران بیشمار از جنس‏های مختلف و به کارگیری آنها گردیده که در آنی و لحظه‏ای اعمالی خارق‏العاده را به فرمان حضرت سلیمان انجام می‏دادند. از اواخر قرن نوزدهم به بعد در اروپا و آمریکا تحقیقات گسترده‏ای در زمینه پدیده‏های روحی و ادراکات فراحسی توسط محققان و دانشمندان برجسته صورت گرفته و نتایج شاخصی نیز حاصل شده است. از جمله دانشمندان برجسته "سر ویلیام کروکس"(1) فیزیکدان صاحب نام انگلیسی و "آلان کارداک"(2) پزشک فرانسوی را می‏توان نام برد. نتایج کلی که از مطالعه و مشاهده پدیده‏های مرتبط با ارواح به دست آمده است بدین قرار است: 1- پدیده‏های مرتبط با روح توسط موجوداتی هوشمند و غیرمتجسد یعنی توسط ارواح آزاد پدید آورده می‏شوند. 2- ارواح آزاد که موجودات دنیای روحی هستند، همه جا در فضای بیکران پراکنده می‏باشند حتی در کنار و در اطراف ما پیوسته رفت و آمد دارند. 3- برخی از ارواح که در هر دو عالم روحی و جسمی نفوذ دارند، از جمله عوامل نیرومند طبیعت می‏باشند. 4- هر یک از ارواح به تناسب پیشرفتی که احراز کرده است، به درجات مختلف نیکی یا بدی و علم یا جهل نائل می‏گردد. 5- ارواح آزاد در صورت فراهم بودن بعضی شرایط مخصوص می‏توانند با زندگانی جسمانی تماس یابند و احیاناً پاره‏ای پدیده‏ها را به وجود آورند. 6- ارتباط ارواح با انسان‏ها از مجرای مدیوم‏ها )انسان‏های واسطه( برقرار می‏شود وبه نسبت استعداد و قدرت مدیوم‏ها، ارواح پدیده‏های مختلفی را بروز می‏دهند مانند بلند کردن اشیا سنگین یا سبک، حرکت اشیاء، ظهور نورهای مختلف از منبع نامعلوم، ایجاد صدا و تجسد ارواح، آوردن و ظهور شئی از مکان دیگر )پدیده آورش( و... مؤخره این امکان وجود دارد که بسیاری از افراد، به راحتی هر لحظه از کنار وقوع اعمال خارق‏العاده و تفاسیر و تعابیر آنها عبور کنند، اما شکی نیست که در عصر حاضر، علاقه و توجه جدی نسبت به پدیده‏ها و امور ماورالطبیعه، افزایش چشمگیری پیدا کرده است. این توجه در عصری که بسیاری سعی دارند برای تمامی پدیده‏های فوق طبیعی، دلایل علمی و مستند ارایه دهند، نوید دهنده آینده درخشانی است. منابع: - واتسن، لیال؛ "فوق طبیعت" ترجمه شهریار بحرانی، احمد ارژمند، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1369. - هامفری، نائومی؛ "مدیتیشن" ترجمه دکتر رضا جمالیان، ناشر مترجم، 1370. - ولیزاده، صمد؛ "ابرنیروی چی" انتشارات زرقلم، 1370. - کارداک، آلان؛ "ارتباط باارواح" ترجمه حسن سعد. - مرکز تحقیقات و مطالعات انرژی‏زایی-روح‏زایی؛ "پدیده‏های انرژیی‏زایی و ردیابی نشانه‏های روح‏زایی" نشر حم، 1382. پی‏نوشت: 1- manvkhoda.mihanblog.comو Sir William Crux 2-



 
 
رنگهای عنصر هوا
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩
 
خاطر داشته باشید که عنصر قدرتمند هوا در رابطه مستقیم با ذهن . افکار . علم . ادراک و روشنفکری است

این عنصر در حالتهای فیزیکی . روانی و روحانی ( روحی ) دارای معانی خاص در هر طبقه است ( در باره طبقات دوستمون گابریل مطالبی متنوع در حال نگارش دارند و من خوانندگان را به خواندن این بخشها دعوت میکنم )

فیزیکی = رنگ بیرنگ ( تمیزی ) -  تنفس . دیدن . خوراک ریه ها . نور چشم ها . طراوت پوست  . احساسات و البته ایجاد توانایی در فرد در این طبقه برای گریر از تمام مطالب مندرج بالا توسط این عنصر حکمرانی میگردد . باعث دور کردن احساس رخوت و سستی میشود . اگر در اتاقی که نور کم دارد بنشینید و احساس کنید که دیدتان کم سو شده است . بهتر است برای دوری جستن از این کمبود دید اتاق را از هوای تازه پر کنید و اگر در محیطی احساس کردید که نور بیش از حد است کافی منابع هوای تازه را کم کنید تا نور متعادل شود

روانی = رنگ سفید -  تفکر . یادگیری . شنیدن و صحبت کردن . خوراک ذهن و حافظه . قابلیت مدیریت . تصویرسازی ذهنی . ضد افسردگی . برای به خاطر سپاری بهتر هر مطلبی کافیست میزان هوای سفید  را بیشتر کرد . و اگر بخاطر فعالیت بیش از حد ذهنی در شبانگاهان قادر به خواب نیستید کافیست میزان هوای سفید را در محیط کم کنید .

روحانی ( روحی ) =رنگ  آب ی آسمانی  – روشنفکری و فهم . خوراک روح و کالبد اتریک . میزان رنگ آب ی آسمانی هوا را در محیط  بالاببرید تا درسی را که هنگام ژرف اندیشی میگیرید بهتر بفهمید و تحلیل درستی انجام دهید . و اگر احساس کردید که از هجوم ادراکات دارید به مشکل بر میخورید و کنترل این همه فهم و ادراک رادر یک لحظه خواص ندارید کافیست میزان رنگ آب ی اسمانی هوا را در محیطی که هستید کم کنید .
 
البته با هر رنگی از رنگهای مورد اشاره  میتوانید عنصر هوا را   تجسم کرده و برانگیزید . و این هنر هنگامی نتیجه میدهد که از ترکیبات میزان جریان هوان و مقدار رنگ که تنها با تجربه و آنالیز شواهد بدست خواهید آورد آگاه باشید.

 
کمبود و یا ازدیاد  عنصر هوا

اطلاعات زیر را برای تشخیص هنگامی که خود یا شخصی در محیطی قرار گرفته که ممکن است کمبود و یا میزان زیادی عنصر هوا داشته باشد بکار ببرید البته میتوانید همین روشها را هم برای تشخیص کمبود یا زیاد بودن میزان رنگ عنصر هوا هم تعمیم دهید اول با بازرسی خودتان شروع کنید . آیا هرگر نشانه های مزمنی  که در لیست زیر آورده شده در خود می یابید ؟ قطعا بسیاری از ما این شواهد را  در خود در مواقعی خاص ویا مزمن خواهیم یافت که تنها با بالانس میزان عنصر هوا و رنگ آن به راحتی قابل حل هستند .

گام دوم برسی افراد پیرامون خودتان در محیط است و دیدن نشانه های که آیا آنها از کمبود ویا ازدیاد عنصر هوا رنج میبرند یا خیر؟ و کلا رنگ مورد رنجش و میزان آن کدام است ؟  و با دانستن علامتهای که در زیر تشریح میشود و تجربه خودتان از کمبود و ازدیاد هوا با تاثیر رنگ خاص  در دراز مدت شما به راحتی خواهید توانست این ناراحتی ها و رنجشها را درمان کنید .مثلا در نظر بگیرید که فردی در محیطی است که رنگی از هوا در آن کم یا زیاد شده است به عنوان مثال فردی که قبل از این که فکر کند خیلی حرف میزند و پرحرفی میکند حتما در معرض جریان کم هوا با میزان رنگ سفید زیاد قرار گرفته . پس میبینید که ترکیب میزان جریان هوا و مقدار رنگش ترکیباتی با دامنه وسیعی را در بر میگیرد که یک یک باید مشخص و آنالیز گردند و در نهایت این تجربه ای  است که به مددشما آمده و باعث تشخیص درست نشانه ها و در نهایت اعمال تغیرات در میزان جریان عنصر هوا و مقدار رنگش میکند .

علائم کمبود عنصر هوا در محیط

فیزیکی / بیرنگ( تمیزی ) : تنگی نفس . کمبود اکسیژن در خون و مغز – کم شدن احساسات پنج گانه . مشکلات پوستی – کم سویی بینای . شب کوری . کور رنگی

روانی /سفید :  تهی بودن فکر – کم شدن قدرت یادآوری – مشکلات در سپردن مطالب به حافظه – مشکلات تکلمی – مشکلات خواندن و نوشتن – احساس ترس – ناتوانی در به یادآوری اسامی و ظاهر افراد – کم شدن قدرت نو آوری – کم شدن شنوایی – کم شدن قدرت به یادآوری رویا ها – نداشتن قدرت رویابینی

روحانی (روحی) / آب ی آسمانی : نفهمیدن وقایع – ندیدن ارتباطات و هماهنگی ها – تکرار حرف " من نمیدانم " – کم شدن القاعات روحانی – احساس این که از لحاظ بدنی رو به انحطاطیم ولی این موضوع از لحاط طبابت درست نیست .

علائم ازدیاد عنصر هوا در محیط

فیریکی/ تمیزی : حساس شدن به نور – نداشتن توانایی کنترل تحریکات بینایی -  احساس این که خیلی سرتان شلوغ شده -  احساس این که از کل جدا هستید – بالا رفتن نفخ بدن -  سرگیجه

روانی/سفید : تفکرات جدل آمیز – پریشانی – حس شایعه پراکنی – غیبت کردن – تمایل به قطع کردن صحبت افراد – تعصبات بی دلیل و کهنه شده –احساسی برخورد کردن به قضایا ( به میزان زیاد )  – نیاز داشتن به تکرار کارها و حرفها – نداشتن تمایل به یادگیری – نیاز داشتن به این که روی مردم تاثیر بگزاریم – نیار داشتن که همیشه در باره خودتان  صحبت کنید .

روحانی ( روحی )/آب ی آسمانی : خودبینی -  گستاخی –  متاسر شدن بیش از حد از دانسته فرد دیگر – بیش از حد فهمیدن -  جنون انجام دادن کارهای بزرگ – کنترل نداشتن روی نتیجه گیری هایی که از موضوع خاص داریم – معتاد به تصویر سازی ذهنی – نداشتن تمایل به انجام تمرینات  -    کم شدن تمرکز 

 
 
چاکرای شبکه خورشیدی
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩
 

 

چاکرای شبکه خورشیدی نافی: (Manipura )
شخصیت و نیروی اراده
« میزان پاکی و تقدس شما متناسب با نیکی اراده شماست .»

 

چاکرای شبکه خورشیدی

سومین چاکرا ، چاکرای شبکه خورشیدی ، با شخصیت و اعتماد به نفس مرتبط است . این چاکرا « مرکز قدرت » شناخته شده است و با مثبت بینی ، بینش و انگیزه دروی در ارتباط است . چاکرای شبکه خورشیدی سیستم های گوارشی و متابولیسم را کنترل می کند ، به آن ها انرژی می بخشد و در آدمی انگیزه غلبه بر جبر و بی تفاوتی ایجاد می کند . این چاکرا به فرد کمک می کند نیروی شخصی خود را بروز دهد وغرایز گوارشی خود را دنبال کند وخطر پذیر باشد و مصمم .

رنگ :
زرد طلایی
عنصر : آتش
جایگاه : شکم
قسمت های مرتبط در بدن : معده ، کبد ، کیسه صفرا ، طحال ، غدد فوق کلیوی
خصیصه های اصلی : اعتماد به نفس ، قوه حیات ریال ادراک ، بصیرت ، اراده ، انضباط ، قدرت
عصاره گل : فلفل سیاه ، زنجبیل و نعناع صحرایی
غذا : کربوهیدرات های مرکب ( انواع غلات و حبوبات )

پی آمدهای نا متعادل بودن چاکرای شبکه خورشیدی :
معمولا نامتعادل بودن چاکرای شبکه خورشیدی به صورت کاهش اعتماد به نفس، کاهش قوه حیات، حساسیت بیش از حد نسبت به انتقاد یا انتقاد بیش از حد از دیگران آشکار می گردد . نشانه های بی تعادلی این چاکرا احساس بی اعتمادی، خشم، حس سلطه، تمایل به کمال گرایی و تأکید بر جایگاه اجتماعی و حرفه ای فرد است .

نشانه های نا متعادل بودن چاکرای سوم :
پی آمد های روحی و روانی : عصبانیت، ترس از واپس زدگی، خود باوری ضعیف، تردید، ناتوانی، وسواس، بی عاطفگی، رنجش و طمع

پی آمد های فیزیکی : مشکلات گوارشی، آلرژی غذایی، دیابت، زخم های گوارش ، مشکلات کبدی، یرقان، هپاتیت، سنگ کیسه صفرا، مشکلات غدد فوق کلیوی، التهاب مفاصل و وسواس در نظافت .
هنگامی که چاکرای شبکه خورشیدی در حال تعادل باشد، پر انرژی هستیم و اعتماد به نفس بالایی داریم . با نیروی شخصی خود در ارتباطیم و می توانیم عقایدمان را دنبال کینم و پایان کارها را ببینیم . آتش گرم چاکرای شبکه خورشیدی به روشنی می درخشد و احساس بشاش بودن، حیات، قدرت و سرزندگی می کنیم .

پی آمد های تعادل سومین چاکرا عبارتند از :

- احساس قوی هویت و اعتماد به نفس
- پشتکار
- توانایی اطمینان به غرایز خود
- احساس تعلق خاطر

فعالیت های سود مند برای تعادل چاکرای شبکه خورشیدی :

یوگای قدرتی، ایروبیک، شنا، پیاده روی سریع و راه پیمایی

تنفس آتش در حالت کشش ( Kapalabhati )
- صاف به پشت بخوابید . دست ها زیر باسن و کف دست باید به سمت پایین باشد .

- پاشنه های پا را حدود پنج سانت بالاتر از زمین نگه دارید .
- سر را کمی بالاتر از زمین بگیرید . به انگشت پایتان خیره شوید .
- دهانتان را بگشایید ، زبانتان را بیرون آورید و نفس بکشید . وقتی ریتم تنفس خود را پیدا کردید . زبانتان را داخل دهان ببرید و به این تنفس سریع در حالی که از بینی دم و بازدم انجام می دهید ، ادامه دهید .
- در حالت دم شکم باید باز شود و در حالت بازدم منقبض گردد .
- فاصله زمانی دو و بازدم باید یکسان باشد .
- این عمل را یک تا سه دقیقه ادامه دهید .

« من قوی ، متمرکز و مصمم هستم »

تاثیرهای مثبت :

- جریان اکسیزن را در بدن افزایش می دهد . تمام سیستمها را تطهیر می کند و گردش خون را بهبود می بخشد .
- ماهیچه های شکمی و دیافراگم را قوی می کند .
- مرکز نیروی واقع در شبکه خورشیدی را تقویت می کند و بدن را گرم می سازد و نیرو می بخشد .
- حس داشتن حدود و شعور شخصیتی در فرد ایجاد می کند .

توضیح : تمرکز روی عمل بازدم ، عمل دم را ناخود آگاه می کند .

* اگر فشار خون بالا ، دیابت ، صرع ، افسردگی یا بی خوابی دارید یا بیش از سه ماه از بارداریتان می گذرد . تنفس اتش را انجام ندهید . هم چنین اگر احساس سرگیجه یا سبکی در سرتان کردید از انجام دادن این تمرین خودداری کنید .

کماندار ( Dhanurdharasana

- صاف بایستید و پا ها را سه برابر عرض شانه باز کنید . در این حالت ، شانه ها افتاده و از گوش ها فاصله دارند

- پای راست را ۹۰ درجه به سمت خارج و پای چپ را ۳۰ درجه به سمت داخل بچرخانید .
- لگن و شانه ها را به سمت روبه رو نگه دارید . زانوی راست را خم کنید . مفصل های ران را کمی ( تقریبا حدود یک پا ) پایین اورید .
- دستتان را مشت کنید و آن را جلوی سینه به سمت بیرون دراز کنید . نفس بکشید و دست چپتان را – تا جایی که می توانید البته بدون فشار – عقب ببرید . گویی طناب کمانی فرضی را می کشید .
- زانوی پای راست را بیشتر خم کنید و پایین بروید . توجه داشته باشید که زانوی پای راست باید با قوزک پا در یک راستا باشد .
- نقطه ای را مشخص کنید و به آن خیره شوید .
- از مرکز سینه خود ، عمیق و آرام نفس بکشید . ماهیچه های شکمی را بالا بکشید و این حالت را با آهسته عقب کشیدن دست چپ کامل کنید . شانه ها باید افتاده و دور از گوش ها باشند . یک دقیقه در این حالت بمانید و تنفستان را تا جایی که ممکن است بلند ، آرام و عمیق کنید .
- دست ها را پایین آورید و پا ها را صاف و کشیده نگه دارید .
- جهت را تغییر دهید و همین حرکت را تکرار کنید .
- هر دو جهت را یک بار دیگر تکرار کنید .

« من قدرتمند ، شجاع و متمرکز هستم »

تاثیرهای مثبت :

- قدرت تمرکز را افزایش می دهد و اعصاب را قوی می کند .
- نیروهای ذهنی و جسمی را افزایش می دهد .
- ماهیچه های ساق پا را قوی و ورزیده می کند .
- شانه ها و سینه را نرم و باز می کند .

کمان  (Dhanurasna)

- روی شکم بخوابید ، چانه باید روی زمین باشد و پا ها کمی از هم فاصله داشته باشند .

- هر دو زانو را خم کنید . پاشنه های پا را به سمت باسن ببرید . به عقب خم شوید و قوزک پا را بگیرید . اگر نمی توانید ، بندی دور مچ های خود ببندید .

- نفسی عمیق بکشید . در بازدم ، ماهیچه های شکمی را بالا بکشید و استخوان شرمگاهی را پایین آورید .

- نفس بکشید و سر ، پا ، زانو و ران را آرام بالا ببرید . احساس کنید که استخوان های کتفتان به هم فشرده می شوند .

« من آن قدر قوی هستم که مسیرم را تا انتها ادامه دهم »

تاثیرهای مثبت :

- امعاء و احشا را ماساژ می دهد .
- به عمل گوارش کمک می کند .
- آهسته ، بدون ایجاد کشش یا فشار ، به عقب و جلو تکان بخورید و بر تنفسهای عمیق و یکنواخت خود متمرکز شوید .
- ۱۰ تا ۱۵ ثانیه در این حالت بمانید . نفس بکشید .
- در بازدم ، دست ها را رها کنید . آهسته پا ها را پایین آورید و صاف کنید . این حرکت را تکرار کنید .
- به پشت برگردید ، زانو ها را روی سینه بغل کنید . تا زمانی که احساس کنید ماهیچه های پایین کمرتان نرم شده اند یا تا هنگامی که خسته شدید ، در این حالت بمانید .
- تیروئید را تحریک و قفسه سینه را می گشاید .
- دست ها و پشت را قوی می کند .
- ران ها و باسن را متعادل می سازد .

* اگر فشار خون بالا دارید این تمرین را انجام ندهید .

قایق ( Navasana )

- با ستون فقرات صاف ، زانوی خمیده و کف پا ها روی زمین ، بنشینید .
- پشت ران ها را با دست بگیرید .
- نفس بکشید و به عقب خم شوید و روی استخوان نشیمنگاه حالت تعادل را حفظ کنید . نوک انگشتان پا باید روی زمین باشند .
- لگن ثابت است ( نه به سمت جلو می رود ، نه عقب ) . نفستان را بیرون دهید ، نافتان را به سمت درون بکشید . توجه
داشته باشید که ستون فقرات باید صاف باشند .
- نفس بکشید و انگشتان پا را از زمین جدا کنید و پا ها را دراز کنید .اگر این کار برایتان سخت است ، زانوهایتان را خم کنید
- هنگامی که احساس تعادل کردید ، دست ها را از ران جدا کنید ان ها را کشیده کنار پا نگه دارید . کف دست ها به سمت
داخل است .
- به زانوهایتان خیره شوید و روی تنفسی بلند ، آرام و عمیق متمرکز شوید .
- ۸ تا ۱۰ ثانیه در این حالت بمانید . این زمان را به یک دقیقه افزایش دهید .
- اگر می توانید این تمرین را تکرار کنید .
* هر چه بیشتر این حرکت را انجام دهید ، قوی تر می شوید و انجام آن برایتان راحت تر می شوید .

تاثیزهای مثبت :

- نیروی جسمی را افزایش می دهد .
- بنیه و نیروی اراده را تقویت می کند .
- ناحیه شکمی « مرکز قدرت » را قوی و محکم می کند و پشت را استحکام می بخشد .
- عضلات تا کننده ران و عضلات ران را تقویت می کند .

مدیتیشن خورشیدی

روی صدای چاکرای خورشیدی تمرکز کنید ( صدای آه )

- سه بار این صدا را آهسته یا با صدای بلند تکرار کنید .- عمل دم و باز دم را انجام دهید . انرژی خورشیدی را که از مرکز نیرو در بدنتان جریان یافته است و دارد در تمام بدن پخش می شود حس کنید .
- نوری انرژی دهنده را تصور کنید که با رنگ زرد کم رنگ تمام وجود شما را پاک می کند .
- تاریکی را با بازدم از ریه هایتان خارج کنید .
- به این موضوع بیاندیشید :

« نیروی من از مرکز وجودم پرتو افکن است »

- یک تا سه دقیقه این کار را ادامه دهید . اگر لازم شد ، دستانتان را پایین بیاورید .

تاثیرهای مثبت :

- سیستم عصبی را متعادل و تقویت می کند .
- حس خود باوری و اعتماد به نفس را افزایش می دهد .
- ماهیجه های شکمی و دست ها را تقویت می کند .
- حس خاکی بودن و داشتن ارتباط فیزیکی عمیق با زمین و هستی را افزایش می دهد .
- ذهن را پاک و آرام می کند .
- ضربان قلب و تنفس را کند می کند .

نوشته شده توسط بهناز مشاور

برگرفته از :www.aftab.ir/blog


 
 
AVS چیست؟
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩
 

دستگاه AVS، یک سیستم نرم افزار کامپیوتری، جهت تصویر سازی هاله بر مانیتور است، که اساس آن بر اصول و مطالعات بیوفیدبک، روانشناسی رنگ ها، حوزه انرژی انسان و دانش ذهن - بدن بنا شده است. سیستم AVS از دستگاه حس گر دست برای اندازه گیری داده های بیوفیدبک، فعالیت الکتریکی پوست دست، قابلیت رسانایی الکتریکی پوست دست و دمای لحظه ای دست استفاده می کند. این داده های بیوفیدبکی، آنالیز و پردازش شده، با وضعیت انرژی احساسی ویژه ای مرتبط و به عنوان انرژی یا تصویر هاله فرد بر روی مانیتور نمایش داده می شود. علاوه بر این، بیو فیدبک از داده های اندازه گیری شده، برای رسم نمودار و چارت اطلاعاتی استفاده می کند، که عکس العمل ها و تغییراتی را که در هاله و چاکراها رخ داده را نمایش می دهند. در مطالعات اخیر بدن انسان، نشان داده شده است که فرکانس های بیو انرژی، عملکردی حیاتی و مهم را در زندگی ما دارند. بی آنکه ما این پدیده ها را درک کنیم، فرکانس های ضعیف و نا کار آمد می توانند تعیین کننده انرژی و سلامت فرد باشند. این دستگاه  نه تنها الگوی شخصیتی، بلکه حوزه فکری و تغییرات واقعی روزمره ی شخص را نیز نشان می دهد. اصولاً هر زمان که تغییرات روحی - احساسی یا انرژی یایی، در درون یا اطراف شخص ایجاد شود، هاله نیز تغییر می کند. بنابراین رنگ اصلی هاله فرد مطابق با افکار و احساسات می تواند تغییر یابد و گاهی با نمایش جالبی از رنگهای مختلف، در زمینه ی رنگ اصلی هاله ی فرد همراه می شود. علاوه بر این، دستگاه، فعالیت چاکراها را اندازه گیری کرده و درصد باز بودن هر کدام را نشان می دهد. در صورت لزوم این مرکز می تواند شما را در متعادل ساختن چاکراهایتان و بهینه سازی حوزه انرژی تان یاری نماید.

       ما در عصر شگفت انگیزی زندگی می کنیم، چرا که اطلاعات و انرژی، جنبه های پر اهمیت زندگی روزانه ی ما هستند. دنیای امروز، با آغاز انقلاب اطلاعات و الکترونیک، بسیار کوچکتر شده است. و ما به این حد از رشد رسیده ایم که واقعیت اتصال درونی با محیط پیرامونمان را بپذیریم. علم گویای این واقعیت است که، ما متشکل از اتم های مختلف، واحد های اطلاعات و انرژی هستیم، که در جهانی مملو از اطلاعات و انرژی و در یک سیاره تعاملی زندگی می کنیم، ما یک خانواده جهانی هستیم و از درون با کل هستی در ارتباطیم. اگر به درون خویش بنگریم، جهان وسیع و کشف نشده ای را می یابیم. مکاشفه ی جهان درون بدن، ذهن و روان، بزرگترین چالشی است که انسان با آن روبرو است. دنیای درونی ما، با واقعیت بیرونی ما اتصالی ژرف دارد . . . در این راه، تکنولوژی های پیشرفته ما را در این مکاشفه یاری می نماید. 

سیستم عکسبرداری از هاله و چاکراها (AVS) اطلاعات زیر را به ما ارایه می دهد:

·        رنگ زمینه هاله

·        اندازه ی کلی هاله

·        تفسیر رنگ زمینه ی هاله

·        شکل و اندازه ی چاکراهای اصلی

·        بالانس کلی هاله و چاکراها

·        تراز انرژی روح - ذهن - بدن

·        تراز انرژی و میزان فعالیت چاکراهای اصلی

·        تقارن انرژی های یین و یانگ (منفی و مثبت)

·        میزان آرامش و استرس جسم

·        میزان آرامش و استرس ذهن

·        میزان آرامش و استرس عواطف و احساساست

·        مقایسه سطوح انرژی فیزیکی، احساسی، ذهنی و شهودی

·        تجزیه و تحلیل رنگ زمینه ی هاله

·        ارتباط رنگ زمینه هاله ی با ویژگی های شخصیتی

·        ارتباط رنگ زمینه هاله ی با مسائل شغلی، حرفه ای و پیشه ای

·        ارتباط رنگ زمینه هاله ی با مسائل اجتماعی و اقتصادی

·        ارتباط رنگ زمینه هاله ی با مسائل سلامت و رشد

·  ارتباط رنگ زمینه هاله ی با مسائل فیزیکی، احساسی، روانی، ذهنی و روحی

برگرفته از وبلاگ استاد گرانقدرم دکتر برازنده

drbarazandeh.blogfa.com


 
 
کالبدهای انسان
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸
 
کالبد اتری
لایهُ  اول
کالبد اتری که نام آن برگرته از اتر (حالتی بین انر‍‍ژی و ماده) می باشد ،از خطوط ظریف انرژی که بی شباهت به خطوط صفحه ی تلویزیون نیست ،‌و همچون «بافتی درخشان از اشعه های نور» می باشد تشکیل شده است  ساختار این کالبد همچون کالبد فیزیکی بوده، شامل تمام بخشهای آناتومی و اعضاء مشابه بدن می باشد.
اتری دارای ساختمان معین، متشکل از خطوط نیرو یا قالب انرژی است که ماده فیزیکی بافتهای بدن بر اساس این قالب شکل گرفته ، مستقر می گردند . وجود بافتهای فیزیکی صرفاًً به دلیل قالب حیاتی اتری است ،‌به عبارتی دیگر حوزه ی مزبور پیش نیاز وجود جسم است، نه نتیجه ی کالبد فیزیکی. در مشاهداتی که توسط دکترجان پیراکس و من به عمل آمد ،‌همین رابطه در گیاهان مورد تایید قرار گرفت . ما با استفاده از حس برتر مشاهده نمودیم که پیش از رشد برگ، قابل حوزه انرژی در ناحیه ای که بعدها آن برگ رشد خواهد کرد، انعکاس یافته و سپس برگ در آن قالب از پیش به وجود آمده، رشد می نماید .

ساختمان شبکه ای کالبد اتری دارای جنبشی مداوم است از دریچه ی نگاه یک روشن بین، در امتداد خطوط انر‍ژی این کالبد، شعاعهای نور که به رنگ سفید متمایل به آبی می باشند، در سراسر جسم متراکم فیزیکی در جنب و جوش هستند . کالبد اتری در حدود۶/۰ الی ۵ سانتیمتر بالاتر از کالبد فیزیکی قرار دارد و ضربان آن ۱۵ الی ۲۰ سیکل در دقیقه می باشد .

رنگ این لایه از آبی روشن تا خاکستری در نوسان است لایه دارای رنگ آبی روشن ، به نسبت خاکستری خاص تر است . بدین معنی کالبد اتری در فردی که دارای حساسیت بالاتر و کالبدی حساس تر است ،‌به آبی روشن میل می کند، در حالی که یک ورزشکار دارای کالبد اتری خاکستری است . تمام چاکراهای این لایه همرنگ خود کالبد هستند ،‌یعنی بین آبی و خاکستری در نوسان می باشند. چاکراها همچون گردابهایی هستند که درست مثل خود کالبد، از شبکه های نور تشکیل شده اند . انسان می تواند تمام اورگانهای جسم فیزیکی را احساس کند اما آنها را از این نور آبی فام درخشان تشکیل شده اند . این ساختار اتری نیز مانند حوزه انرژی برگ، قالبهای رشد سلولهای بدن را به وجود می آورد ،‌بدین طریق که سلولهای بدن در امتداد خطوط انر‍ژی قالب اتری رشد می کنند .

پیش از رشد سلولها قالب مربوطه فراهم می گردد . چنانچه می توانستیم کالبد اتری را به تنهایی مشاهده کنیم، ظاهراً به مرد یا زنی شباهت داشت که از خطوط نورانی آبی با درخشش دائمی متشکل شده است، و شباهتی به مرد عنکبوتی  ندارد .

شاید بتوانید با نگاه کردن به شانه ی فردی در نور خفیف و در زمینه ای به رنگ سفید مات یا سیاه مات و یا سیرآبی، جرقه های کالبد اتری را مشاهده کنید . این جرقه، به عنوان مثال در ناحیه شانه به وجود آمده ، سپس در طول باز و مانند موج به پایین می رود . با نگاهی دقیقتر بین شانه و مه آبی رنگ اتری فضای خالی را تشخیص خواهید داد . پس از آن لایه ای درخشانتر از نور آبی وجود دارد که با دور شدن از بدن، به تدریج محو می گردد . باید بدانید که این نور به محض مشاهده ناپدید می شود ،‌زیرا بسیار سریع حرکت می کند. هنگامی که برای حصول اطمینان مجدداً بدان ناحیه نگاه کنید، احتمالاً به صورت جرقه ای مواج به سر انگشتان دست رسیده است با تلاش مجدد ، جرقه بعدی را خواهید دید .



۱-TheErheric Body

2- در مورد عملکرد و ترتیب قرار گرفتن کالبدهای مختلف ،‌ بین مکاتباتی که وجود آنها را در انسان شناسایی و گزارش نموده اند ، اختلاف نظرهایی وجود دارد . به عنوان مثال، مادام بلاواتسکی کالبد اتریک را بخشی از کالبد چهارم، یعنی ذهنی به حساب می آورد . از نظر وی ترتیب کالبدها چنین است: فیزیکی ، عاطفی (اثیری)، علی ،‌اتریک و روح . در اینجا کالبد اتری بخشی فوقانی ذهنی بوده و جایگاه اشراق و ذهن ناخودآگاه قلمداد می گردد، در حالی که نویسنده کتاب حاضر،‌اتری را نخستین لایه ی حوزه معرفی می نمایدم.

۱-The Spiderman یکی از شخصیت های کارتون به نام مرد عنکبوتی که لباس و ماسکی با طرح تار عنکبوت دارد.م


کالبد عاطفی 

لایهُ  دوم

کالبد دوم هاله  یا کالبدی که لطیف تر از اتری است، عموماً کالبد عاطفی خوانده می شود و با عواطف سروکار دارد . شکل این لایه تقریباً مشابه کالبد فیزیکی است . عنصر آن سیال تر از اتری بوده و نسخه دقیق کالبد فیزیکی نیست . ظاهرا آن مانند ابرهای رنگین از جنس عنصری لطیف در حرکتی سیال و دائمی است فاصله سرحد آن از جسم بین ۵/۲ تا ۵/۷ سانتیمتر می باشد.

این لایه کالبدهای متراکم تر زیرین را در بر می گیرد. رنگ های آن از ابرهای شفاف ودرخشان تا مه غبار آلود و تیره در نوسان است این به شفافیت یا اغتشاش عواطف و یا انرژی های مولد آنها بستگی دارد . عواطف سرشار از انرژی و روشنی همچون عشق ،‌هیجان ،‌شعف یا خشم ، درخشان و زلال هستند و عواطف مغشوش و تیره، غبار آلود در صورتی که عواطف دسته ی دوم در اثر برخوردهای فردی ، روان درمانی و سایر موارد انرژی دریافت کنند، رنگ های آنها به شکل اولیه خود ،‌یعنی شفافیت باز می گردند در فصل ۹ پیرامون این پدیده بحث خواهد شد .

تمام رنگ های رنگین کمان در این کالبد موجودند. هر چاکراهایی است با رنگ های متفاوت از چاکراهای دیگر و این رنگ ها در ترکیب همچون رنگین کمان هستند فهرست زیر نشانگر چاکراهای کالبد عاطفی و رنگ های آن هاست .

چاکرای ۱= قرمز

چاکرای۲= نارنجی – قرمز

چاکرای ۳= زرد

چاکرای۴= سبز چمنی روشن

چاکرای ۵= آبی آسمانی

چاکرای ۶= نیلی

چاکرای ۷= سفید

در فصل ۹ تعدادی از مشاهدات کالبد عاطفی در طول جلسات درمانی ارائه می شوند در نگاهی کلی این کالبد متشکل از حبابهایی رنگی می نماید که در داخل قالب حوزه ی اتری و اندکی فراتر از آن در جنبش هستند . گاهی ممکن است فرد قطرات رنگین انرژی را به اطراف پرت کند این حالت بطور اخص در جلسات درمانی ،‌که افراد عواطف خود را رها می سازند ، قابل روئت است .



۱-The Emotional Body

2- مشاهدات نویسنده در مورد این کالبد ، با گزارشهای برخی از مکاتب مطابقت دارد ،‌این کالبد را Astral Body یا کالبد اثیری یا عاطفی منشا عواطف بشری از قبیل خشم، نفرت و عشق انسانی است . این همان بخشی از وجود انسان است که از استعمال مواد مخدر یا الکل لذت می بردم .

 

کالبد ذهنی

لایهُ  سوم

سومین کالبد هاله ، کالبد ذهنی است  این کالبد فراتر از عواطف و دارای جنسی لطیف تر می باشد و محتوای آن افکار و پدیده های ذهنی است کالبد مذکور معمولا دارای رنگ زرد درخشانی بوده ،‌در اطراف سر و شانه ها قابل روئیت است و به طور کلی در اطراف بدن گسترش یافته درخشانتر می شود ، فاصله حاشیه ی آن از جسم بین ۵/۷ تا ۲۰ سانتیمتر است .

کالبد ذهنی نیز یکی از کالبدهای سازمان یافته است و از ساختار عقیدتی ما تشکیل شده است . در بیشتر موارداین لایه زرد بوده، در درون آن قالبهای فکری مشاهده می شوند . رنگ های دیگری نیز در روی این حبابها را می پوشانند که در عمل از سطح عاطفی نشات می گیرند . این رنگ به معنی احساس فرد در رابطه با آن اندیشه خاص است ما به واسطه تمرکز بر محتویات فکری این قالبها آنها را تقویت می کنیم  اندیشه هایی که به صورت عادت در آمده اند ، به نیروهای منظم بسیار قدرتمندی تبدیل شده، زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهند .

مشاهده ی این کالبد برای من از همه دشوارتر بوده است شاید بخشی از این دشواری به این دلیل باشد که تازه انسان در آغاز راه توسعه کالبد ذهنی و بهره برداری آشکار از قابلیتهای ذهنی خویش است به همین دلیل ما نسبت به فعالیتهای ذهنی خویش کاملاً آگاه بوده جامعه ی خویش را جامعه تحلیل گر می دانیم .

فراسوی جهان فیزیکی

در روشی که  جهت شفا به کار برده می شود سه لایه ی تحتانی هاله ،‌انرژی های مورد مصرف جهان فیزیکی ، و سه نوع انرژی مصرفی جهان معنوی مورد نظر است . لایه چهارم یا کالبد اثیری که با چاکرای قلب مرتبط است ،‌معبر عبور از تمام انرژی ها از جهان به جهان دیگر است . بدین معنی که انرژی معنوی می باید از میان آتش قلب عبور کند تا به انرژی های تحتانی فیزیکی مبدل گردد و از سوئی دیگر انر‍ژی های فیزیکی متعلق به سه لایه ی تحتانی باید از آذر استحاله گر قلب بگذرند تا به انرژی معنوی تبدیل شوند . در روش شفای همه جانبه ، که در فصل ۲۲ مورد بحث قرار خواهد گرفت ، از انرژی تمامی کالبدها و چاکراهای بهره بردای نموده ،‌آنها را از قلب یا مرکز  عشق عبور می دهیم .

تا کنون موضوع بحث ما ، سه لایه ی تحتانی بوده اند اکثر روشهای روان درمانی که من در این کشور مشاهده کرده ام، صرفاً بر سه لایه ی تحتانی و مرکز قلب متمرکز بوده اند . همین فردی که معاینه ی چهار لایه فوقانی حوزه ی انرژی را آغاز نماید، همه چیز تغییر می یابد زیرا با گشودن حواس در سطوح بالاتر از لایه سوم، به تدریج تشخیص افراد یا موجودات فاقد کالبد فیزیکی که در آن اقلیم زندگی می کنند، میسر می گردد . در اثر مشاهدات خود و سایر روشن بینان ، چنین دریافته ام که سطوح دیگری از حقیقت یا «محدوده های فرکانسی» دیگری از واقعیت فراسوی جهان فیزیکی وجود دارند . چهار لایه فوقانی هاله با چهار طبقه از جهانهای مذکور در انطباق می باشند . مجدداً باید تکرار کنم که بحثی در پی می آید تلاشی است برای تشریح پدیده های مشاهده شده و من اطمینان دارم که در آینده روشی بهتر برای این منظور به وجود خواهد آمد روش حاضر برای من کاربرد دارد .

بر اساس شکل سه چاکرای فوقانی بدن را بطور عمومی با اعمال فیزیکی ،عاطفی و ذهنی انسان از بعد معنویت مرتبط دانسته ام دلیل این امر این است که اکثر ما صرفاً از این اجزاءوجودی خود و عملکردهای محدود آنها استفاده می کنیم . این مراکز جایگاه اراده ی برتر عاشقانه و دانایی برتر می باشند ، که در آن شرایط تمامی مفاهیم به یکباره ادراک می گردند لایه چهارم مربوط به عشق اصت این دروازه ی عبور ما به سایر ابعاد هستی است .

با وجود این ،‌تصویر اصلی به مراتب از این پیچیده تر است هر یک از لایه های بالاتر از سطح سوم خود طبقه کامل بوده، دارای موجودات ،‌اشکال حیاتی ،‌و اعمال شخصیتی هستند که فراتر از آنچه به عنوان بشر می شناسیم قرار دارند. هر یک جهانی مستقل هستند که ما در آن زندگی می کنیم . بیشتر ما این ابعاد حقیقت را در خلال رویا تجربه می کنیم ولی آن را به خاطر نمی آوریم برخی از ما از طریق روش های مختلف مدی تیشن و به واسطه ی گسترش آگاهی خود قادریم به این وضعیتها وارد شویم .

روشهای یاد شده مهر موجود در ریشه ی چاکراها را گشوده بدین طریق معبری برای گذر آگاهی به سوی اقالیم برتر به وجود می آوردند . در بحثی که در ذیل قید می گردد، من صرفاً به تشریح لایه های هاله و اعمال محدود آنها می پردازم . بعدا        ً در همین کتاب مطالب بیشتری در مورد لایه های برتر یا «حدوده های فرکانسی برتر» درج خواهد شد .

لایه اثیری
کالبد چهارم

کالبد اثیری فاقد شکلی معین و مرکب از ابرهای رنگین زیباتری نسبت به کالبد عاطفی می باشد ترتیب رنگ های کالبد اثیری همانند عاطفی است اما این رنگ ها اکثراً سرخ رنگ عشق را نیز به خود جذب می کنند . چاکراهای قلب فردی عاشق در سطح اثیری، سرشار از نور سرخ است .

بین قلب عشاق ،‌کمانهای زیبایی از نور سرخ را می توان دید ضمن به درخشش زرین معمول غده ی هیپوفیز که من قادر به رویت آن هستم، رنگ سرخ زیبایی افزوده می گردد مردم به هنگام ایجاد ارتباط با یکدیگر ، از درون چاکراهای خود ، ریسمانهایی را جهت اتصال به سوی یکدیگر می فرستند علاوه بر کالبد اثیری، این ریسمانها در بسیاری از سطوح حوزه وجود دارند هرچه روابط دو فرد طولانی تر و عمیق تر باشد ،‌ریسمانها بیشتر و محکم ترند. هنگام پایان یافتن روابط، ریسمانهای مذکور پاره شده ،‌گاهی رنج و درد شدیدی را سبب می شوند . انسان در طی دوره ی «به پایان بردن» دوستی ، غالباً مشغول گسستن این پیوندها در سطوح تحتانی حوزه و تجدید ریشه ی آنها در درون خویش می باشد .

در سطح اثیری تاثیرات متقابل زیادی بین افراد رخ می دهد در میان افراد حاضر در یک اتاق لکه ها، و حبابهای بزرگ رنگی با شکل های مختلفی پراکنده می شوند . برخی از این حبابها خوش آیند، و برخی نا خوشایند هستند . تفاوت بین این دو را می توان حس کرد. ممکن است شما از حضور شخصی در آن سوی اتاق که حتی از حضور شما آگاه نیست، احساس ناراحتی کنید . در این احوال در سطحی دیگر وقایع بسیاری در شرف روی دادن هستند . من افرادی را در کنار هم دیده ام که وا نمود می کردند که به یکدیگر توجهی ندارند در حالی که در کالبد های اثیری آنها ارتباطی تام برقرار بود و مقادیر متنابهی حبابهای انر‍ژی در حال داد و ستد دیده می شد . بدون شک شما نیز چنین چیزی را تجربه نموده اید، بخصوص در ارتباط میان زنان و مردان، مسئله صرفاً بر سر حرکات فیزیکی نیست، بلکه پدیده ای واقعی مربوط به انرژی در این میان وجود دارد که قابل حس است .

به عنوان مثال وقتی مرد یا زنی در خیال خود با فردی رابطه ی نزدیک برقرار می کند ، فرضاً در یک رستوران یا میهمانی، آنچه بین حوزه های انرژی رخ می دهد محلی عملی است ، بدین منظور که آیا حوزه ها با یکدیگر هماهنگ و دو فرد با هم سازگار هستند یا نه در نوشته های بعدی پیرامون پدیده ی تاثیرات متقابل هاله ها بر یکدیگر، بیشتر بحث خواهد شد .

 

کالبد کلیشه ای اتری

لایه پنجم

من پنجمین لایه ی هاله را کلیشه اتری می خوانم  زیرا کلیشه ی تمام اعضاء بدن را در خود دارد و در واقع همانند نسخه ی نگاتیو یک عکس است این لایه نسخه ی منفی کالبد اتری است که آن نیز همان طور که قبلاً گفته شد ، کلیشه کالبد فیزیکی است ساختمان لایه اتری از لایه کلیشه اتری برگرفته می شود .

این لایه اوزالید یا نسخه کامل لایه اتری است فاصله این لایه از بدن در حدود ۴۵ الی ۶۰ سانتیمتر است . در مواد بیماری، هنگامی که شکل لایه اتری مغشوش می شود، عمل لایه کلیشه ی اتری برای تصحیح شکل لایه ی اتری بسیار ضروریست در این لایه صوت خالق ماده است.

و در همین سطح از کالبد صورت بیشترین اثر درمانی را داراست مورد اخیر در فصل ۲۳ که به درمان اختصاص دارد ، به طور کامل تشریح خواهد شد . از زاویه دید حساس من این لایه همچون خطوطی روشن و شفاف در زمینه ای به رنگ آبی کبالتی هستند که به یک طرح آبی نقشه کشی شباهت زیادی دارد با این تفاوت که طرح کلیشه ی اتری در بعد دیگری وجود دارد . به نظر می رسد با پر کردن فضای زمینه شکلی به وجود می آید و خطوط باقی مانده خود قالب مورد نظر را می سازند .

ذکر یک مثال ومقایسه ی به وجود آمدن یک کره در هندسه اقلیدسی و فضای اتری مطلب فوق را روشن می نماید در هندسه اقلیدسی برای به وجود آوردن یک کره ابتدا نقطه را تعریف می کنند رسم یک شعاع به مرکز مذکور و به تمام جهات ابعاد سه گانه، سطح کره را به وجود می آورد. در یک فضای اتری که می توان آن را فضای منفی نامید ، برای تشکیل کره روند معکوسی رخ می دهد بدین طریق که تعداد بی نهایتی از سطوح از تمام جهات فضا را اشغال می کنند و تنها یک فضای کروی تو خالی باقی می ماند این شکل معرف کره است . این کره به وسیله صفحات مذکور اشغال نشده است.

بنابراین لایه ی کلیشه ای اتری حوزه فضایی منفی را به وجود می آورد که قالبی برای رشد لایه ی اول یا لایه ی اتری است . کلیشه اتری قالب کالبد اتری است که ساختمان شبکه ای یا حوزه انر‍ژی منظم را تشکیل می دهد و کالبد فیزیکی  روی آن رشد می کند به این ترتیب لایه ی کلیشه ای اتری حوزه انرژی کیهانی ، تمام اشکال و قالبهای موجود در طبقه فیزیکی ، به جز محتویات  خود لایه ی کلیشه ای ،‌را شامل می شود .

این قالبها در فضایی منفی وجود داشته ، فضایی خالی را به وجود می آوردند که ساختمان شبکه ای اتری در آن رشد می کند و تجلی فیزیکی بر اساس آن پایه بر عرصه وجود می گذارد.

در رویت هاله می توان با تمرکز بر فرکانس ارتعاشی لایه پنجم به طور اخص ، فقط همان لایه را مشاهده نمود . من با انجام این کار شکل هاله ی فرد را بدین صورت می بینم که در حدود ۷۵ سانتیمتر از بدن او فاصله داشته و به یک تخم مرغ باریک شباهت دارد این تصویر شامل تمام اعضا حوزه منجمله ، چاکراها ،‌اعضا و جوارح بدن و بخشهای دیگر آن مانند دست ، پا و غیره در حالت منفی است به نظر می رسد تمام این جوارح از خطوطی شفاف بر زمینه ای به رنگ آبی تیره که فضایی منجمد و ساکن است ،‌تشکیل شده اند هنگامی که خود را برای رویت این سطح از هاله تنظیم می کنم ،‌علاوه بر سو‍ژه مورد نظر می توانم تمام اشیاء اطراف خود را از این بعد ببینیم هنگامی که دستگاه حسی خود را در این سطح تنظیم می کنم به نظر می رسد این عمل به طور خودکار رخ می دهد ، بدین ترتیب که ابتدا توجه خود را به طبقه ی پنجم به طور عمودی معطوف می کنم و سپس بر فرد بخصوصی که مایلم تمرکز می نمایم


 

 


۱-The Mental Body

2-کالبد ذهنی به عنوان لایه یا کالبد چهارم نیز شناخته شده است ، و گفته می شود کالبدی که پیش از آن و در مطالقت با جهان سوم قرار دارد ، کالبد علی The Causal Body است که منشا بذرهای بالقوه زندگی و خاطرات و حافظه می باشد این لایه در برخی از تقسیم بندی ها به عنوان جز تحتانی طبقه ذهنی نیز محسویب می گردد .م

۱-The Astral Level


 

کالبد آسمانی

لایهُ  ششم

سطح ششم که کالبد آسمانی خوانده می شود ،‌بخش عاطفی طبقه معنوی است و  فاصله این لایه از بدن در حدود ۶۰ الی ۷۰ سانتیمتر است در این سطح جذبه عمومی تجربه می شود و می توان به وسیله ی مدی تیشن و سایر طرق انتقالی که در این کتاب ذکر شده اند، به این طبقه دست یافت . وقتی به نقطه ای می رسیم که جایگاه «بودن» و شناخت رابطه ی خویش با عالم است، هنگامی که نور و عشق را در تمام موجودات هستی می بینیم ، وقتی که نور شناور می شویم و حس می کنیم با هم یکی هستیم و با خداوند وحدت حاصل کرده ایم،آگاهی خود را تا طبقه ششم ارتقا بخشیده ایم.

هنگامی که بین چاکرای گشوده ی قلب و چاکرای آسمانی گشوده، ارتباط برقرار گردد،عشق بلاشرط جریان می یابد. در چنین ارتباطی ما عشق بشری، یعنی عشق فطری بشری نسبت به همنوعان خود را با جذبه ی معنوی بدست آمده و در عشق معنوی که فراسوی مفاهیم فیزیکی قرار داشته ،‌به تمامی اقالیم هستی گسترش می یابد، پیوند می زنیم تلفیق این دو عشق تجربه عشق بلاشرط را میسر می سازد.

در چشم من کالبد آسمانی دارای نوری ضعیف و متغیر است که بیشتر آن ازرنگهای ملایم و روشن تشکیل شده است این نور درخششی طلایی- نقره ای و کیفیتی شیشه مانند دارد، گوئی سرچشمه تمامی پولکهای مروارید نشان است شکل آن نا مشخص تر از کالبد کلیشه ای اتری است و در یک کلام گویی از جنس نور اطراف شعله شمع است که در درونش پرتوهای درخشانتری قرار دارند.

کالبد کلیشه ای کتری یا کالبد علی 
لایه هفتم

سطح هفتم بخش ذهنی طبقه معنوی است که آن کالبد کلیشه ای اتری می خوانندفاصله این لایه از بدن در حدود ۷۵ الی ۹۵ سانتیمتر است هنگامی که خود را تا سطح هفتم هاله بالا می بریم ،‌می دانیم که با خالق وحدت حاصل کرده ایم ، شکل ظاهری این لایه همان شکل تخم مرغی خود هاله است و تمام کالبدهای فرد را در بر می گیرد . این لایه نیز یک ساختمان کلیشه ای منتظم است . از دید من این لایه از ریسمانهای نازک و بسیار مستحکم نورطلایی- نقره ای تشکیل شده است که وظیفه ی آنها حفظ انسجام حوزه است . در درون آن شبکه زرینی به شکل کالبد فیزیکی و تمامی چاکراها قرار دارد .

هنگامی که خود را با فرکانس ارتعاشی لایه هفتم تنظیم می کنیم ،‌نور زیبا ،‌زرین و ضعیفی را می بینیم . ضعف ضعیف را به دلیل سرعت تناوب بسیار بالای آن به کار می برم . این کالبد کلیشه شبیه به هزاران ریسمان زرین در هم بافته می نماید . شکل تخم مرغی آن در حدود ۹۰ الی ۱۵۰ سانتیمتر با بدن فاصله دارد . این از فرد به فرد متغیر است نوک این تخم مرغ در پایین پاها و انتهای پهن ترش در حدود ۹۰ سانتیمتری بالای سر قرار دارد . در صورتی که فرد انرژی زیادی داشته باشد، این ابعاد قابلیت توسعه زیادی دارند . حاشیه بیرونی آن عملاً همچون تخم مرغی دیده می شود و به نظر می رسد ضخامت این پوسته بیرونی ۸/۰ الی ۵/۱ سانتیمتر باشد . پوسته ی خارجی کالبد هفتم بسیار قوی و دارای خاصیت ارتجاعی است و همچون پوسته ی تخم مرغی که جوجه را محافظت می کند، از هاله مراقبت می نماید و در برابر هر گونه نفوذی مقاوم است . تمام چاکراها و قالبهای کالبدی موجود در این لایه گوئی از نوری زرین ساخته شده اند . این مستحکم ترین و در عین حال ارتجاعی ترین بخش هاله است.

لایه هفتم را می توان به نوعی موج درخشان ایستا با شکلی پیچیده که سرعت نوسانی بسیار زیادی دارد ، تشبیه نمود با نگاه کردن  به آن حتی ممکن است صدایی شنیده شود . من اطمینان دارم که چنانچه فردی بر چنین تصویری مدی تیشن کند قادر به شنیدن این صوت خواهد بود .

لایه زرین کلیشه ای نیز حامل جریان نیروی اصلی است که در امتداد نخاع حرکت کرده ،‌کل بدن را تغذیه می نماید این جریان زرین در عین حال با ارتعاش در امتداد نخاع، انرژی های مختلف را به ریشه ی چاکراها می رساند و انرژی های دریافتی از چاکراهای مختلف را با یکدیگر مرتبط می سازد . جریان اصلی عمودی نیرو بر سایر جریانهای عمود بر آن تاثیر گذارده ، نهرهایی زرین به وجود می آورد که مستقیماً از بدن به سوی خارج جاری می گردند . این نهرها نیز به نوبه ی خود بر جریانهایی که در حوزه دور می زنند اثر می گذارند . بدین ترتیب تمام حوزه انرژی و لایه های تحتانی آن با این شبکه ی درهم بافته شده احاطه و مراقبت می شوند . این شبکه نمایانگر قدرت نور زرین یا شعور الهی است که حوزه ی انرژی را با انسجام و اتفاق حفظ می کند .

علاوه بر آنچه که ذکر شد، پیوندهای زندگی های گذشته به صورت نوارهائی در درون پوسته ی تخم مرغی لایه کلیشه ای  کتری قرار دارد . نواری که در نواحی نزدیک به گردن قرار دارد معمولاً شامل آن دسته ای از تجریات گذشته است که در زندگی کنونی در حال خنثی نمودن اثرات آن هستیم . جک شوارتز[۲] این نوارها و روش تشخیص مفهوم هر یک  را با توجه به رنگ آنها تشریح می نماید . در فصل های بعدی ، در مباحث مربوط به جلسات درمان مشکلات مربوط به زندگی های گذشته ، روش عمل بر روی این نوارها را توضیح خواهم داد . سطح کتری آخرین لایه ی حوزه در طبقات معنوی است طرح زندگی جاری در آن وجود دارد . آخرین لایه ای است که مستقیماً با این زندگی فرد مرتبط است فراسوی این کالبد ، کالبد فلکی قرار دارد که با دیدگاه محدود موجودات زنده قابل تجزیه نیست.



۱-The Ketheric Template or Causal Body

1-Jack Schwarz


 

طبقه فلکی

دو طبقه ای که در حال حاضر می توانم فراسوی لایه هفتم درک کنم، طبقات هشتم و نهم هستند . این طبقات به ترتیب با چاکرای هشتم و نهم که در بالای سر قرار دارند ، مرتبط می باشند . به نظر می رسد هر یک از این طبقات طبیعتی بلورین داشته ،‌دارای ارتعاشات بسیار ظریف و سریعی می باشند . ظاهراً این دو لایه نیز از قاعده لایه های فرد و زوج تبعیت می کنند ، بدین ترتیب که لایه ی هشتم ماده ی خام و لایه ی نهم ساختمان منتظم را در خود دارند . سطح هشتم بیشتر مانند عنصری سیال و سطح نهم همچون کلیشه ای بلورین از هر آنچه که پایین تر از آن قرار دارد می باشد.

اگر چه این لایه ها واقعی هستند ، اما من در لابلای آثار مکتوبی مطلبی در مورد آنان نیافته ام .

این تحلیل کالبدی از کتاب باربار آن برنن میباشد که به تنهایی تلیل کامل و صحیحی از کالبدها نیست بلکه باید تحلیل صحیحی از روح به عنوان کالبد کامل انسان کرد لذا در اینده در همین قسمت به تحلیل این قضیه میپردازیم