تاریخ هیپنوتیزمدرمانی و انرژیدرمانی در کشورهای غربی به حدود ۳۰۰ سال پیش و دوران ”دکتر آنتوان مسمر“ برمیگردد. در آغاز نتیجههای درمانی سریع و شگرفی که توسط ”مسمر“ پدید میآمد، به دخالت انرژیهای کیهانی با مغناطیس حیوانی ارتباط داده میشد ولی خیلی زود ”مسمر“ به این نتیجهگیری رسید که انرژی انسانی - نه مغناطیس حیوانی یا کیهانی - در تشریفاتی که به نوعی به هیپنوتیزمدرمانی اولیه یا مقدماتی نسبت داده میشود، دخالت دارد.
برخی از شاگردها یا افراد پیرو ”دکتر مسمر“ مانند ”پوئی سگور“ در جریان کارهای خود به این موضوع پی بردند که در شرایط خلسه، برخی از بیماریهای آنها که افرادی کشاورز یا چوپان بودند، مطالب مهمی را در زمینههای اجتماعی یا پزشکی مطرح میکنند که با سطح دانش و فرهنگ آنها تناسبی ندارد، بلکه خیلی بالاتر است. در همین زمان در آمریکا یک کشاورز کمسواد بهنام ”ادگار کیس“ در ایالت ”ویرجینیا“ پیدا شد که در شرایط عادی، کمترین اطلاعی از مسائل تشخیصی و درمانی نداشت، ولی پس از اینکه در شرایط خلسه خودهیپنوتیزمی قرار میگرفت، میتوانست نه تنها بیماریهای سخت و مشکلی که به او مراجعه داده میشد، به دقت تشخیص دهد، بلکه روشهای درستی را هم برای درمان آنها معرفی میکرد. برای تفسیر و توجیه این پدیدهٔ جالب، نظریهها و تئوریهای زیادی مطرح گردید، مهمترین و منطقیترین پاسخی که به این مضمون داده شد، این بود که در این شرایط خلسه و تمرکز ذهنی که بر مجلس حاکم است، هاله یا حوزهٔ آگاهی بیمار و درمانگر که در اطراف بدن آنها تشکیل شده، با یکدیگر تداخل پیدا کرده و برخی از اطلاعات از ذهن درمانگر به ذهن بیمار وارد میشود. این ارتباط ذهن، در سطح ناخودآگاه و بهصورت غیرکلامی ظاهر میشود.
● جریانهای الکتریکی و الکترومغناطیسی در بدن
تمام افراد جامعه، کم و بیش از این موضوع اطلاع دارند که در سمتهای مختلف بدن، جریانهای الکتریکی و الکترومغناطیسی پرقدرتی وجود دارند که در شرایط نواربرداری از قلب (الکتروکاردیوگرافی)، نواربرداری از مغز (الکتروآنسفالوگرافی)، نواربرداری از عضلات (الکترومیوگرافی) و ... میتوان این حوزههای انرژی را نشان داد که حتی در خارج از بدن هم قابل ثبت و نمایش هستند.
در داخل مغز در مجاور ”سینوس پرویزنی“ یا ”اتموئید“ یک گروه گیرندههای مغناطیسی وجود دارد که در اطراف آن یک شبکهٔ الکتریکی موجود است. کبوتران نامهبر و پرندگان مهاجر نیز برای پیدا کردن مسیر حرکت خود که گاهی به چند هزار کیلومتر میرسد، از این ساختارهای الکترومغناطیسی استفاده میکند. اگر یک آهنربای بسیار قوی در مجاور جمجمه قرار بگیرد، اختلالی در وضعیت این حوزهٔ الکترومغناطیسی پیدا میشود.
پژوهشهای علمی نشان میدهند که در اطراف بدن تمام موجودات، یک حوزهٔ الکتریکی و یک میدان مغناطیس مرتبط با آن وجود دارد. در حوزههای الکترومغناطیسی پرقدرت محیطی، حالت خوابآلودگی به انسان دست میدهد. در برخی از دوزیستان بهنام ”سالاماندر“، مجاورت مغاطیس با بدن، باعث پیدایش بیحسی موضعی میشود. در شرایط هیپنوتیزم، مدیتیشن و شرایط خلسه، میدانهای الکتریکی و الکترومغناطیسی بدن تغییر پیدا میکند.
در دستان افراد درمانگر یک میدان الکترونیکی و الکترومغناطیسی وجود دارد که در زمان لمس دست، پیشانی یا نقاط دردناک بیمار، موجبات تسکین درد و شفابخشی را فراهم میآورد. سالها است که در دانشکدههای پرستاری آمریکا، شفابخشی یا تسکین درد را از طریق لمس مناطق دردناک به پرستارها میآموزند و نتیجههای اینکار، بسیار مؤثر و مفید است.
کسانیکه در مجاور سیمهای انتقال برق پرقدرت زندگی میکنند، پیدایش انواع بیماریها از جمله سرطانهای خون در آنها شایع است. در زمان خورشیدگرفتگی و طوفانهای خورشیدی، بیماریهای روانی خیلی بیشتر میشود. تغییر در قرص ماه هم با وفور بیماریهای روانی مرتبط است. در زبان انگلیسی واژه ”دیوانه“ (lunatic)، واژه ”کره ماه“ (Iunar) و ”هلال ماه“ (Iunate) با یکدیگر مرتبط هستند. زمانیکه ماه شب چهارده ظاهر میشود، بحرانهای روحی دلدادهها بیشتر است!
● تداخل میدانهای یا هالههای انرژی در جریان هیپنوتیزمدرمانی
دکتر ”اریک سکوویچ“ که تخصص روانپزشکی خود را در دانشگاههای معتبر ”هاروارد“ و ”تافت“ گرفته و در حدود ۱۵ سال است که در مرکزهای درمانی این دو دانشگاه به هیپنوتیزمدرمانی همراه با انرژیدرمانی میپردازد، معتقد است که اگر در شرایط هیپنوتیزمدرمانی، درمانگر هم در درجههائی از تمرکز و خلسه قرار بگیرد، تداخل حوزههای هاله یا انرژی به نتیجههای درمانی خیلی بیشتری میانجامد. دکتر ”اریک سکوویچ“ در سالهای اخیر در سطح آمریکا و کشورهای دیگر اقدام به برگزاری سمینارها و کارگاههای آموزشی متعددی برای درمانگرها میکند.
در بدن انسان، ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ سلول عصبی و میلیونها تار عضلانی وجود دارد که بهصورت دائم در این شبکه با توریتهٔ متراکم، جریان الکتریسیته برقرار است که در اطراف آن یک حوزهٔ الکترومغناطیسی تشکیل میشود. در پزشکی جدید هرگز حوزههای الکتریکی و الکترومغناطیسی مورد توجه قرار نمیگیرد، در حالیکه در طب چینی، طب سوزنی و پزشکی هند قدیم، چاکراها و چرخههای انرژی، اساس بحث تشخیص و درمان را تشکیل میدهند.
بدون انرژی هیچ کاری انجام نمیشود فقط زمانی که به حد کافی انرژی داشته باشیم میتوانیم درست بیندیشیم و مسائل را با بینشی دقیق و صحیح مورد ارزیابی قرار دهیم. زمانی که انرژی کافی داشته باشیم میتوانیم به مسائلی که برایمان اهمیت دارند و کارهایی که باید انجام شوند، بپردازیم اما فراموش نکنیم تنها هنگامی میتوانیم احساس خوشبختی را درون خویش پیداکنیم که از انرژی ذخیره شده کافی برای افزایش کیفیت همه کارها در زندگی برخوردار باشیم. در بدن ما برای تداوم حیات فعل و انفعالات بسیاری بهطور خودکار انجام میشود فعل و انفعالاتی که هیچگاه به آن فکر نمیکنیم، ما میتوانیم از این فعل و انفعالات بدن خود انرژی لازم را خلق و احساس خوشبختی را از هر آنچه که هماکنون در پیش رو داریم به دست آوریم، پس انرژی مثبت به یکدیگر بدهیم.
● شور و نشاط، تضمین خوشبختی
آیا شما هم افرادی را میشناسید که دارای انرژی فوقالعادهای هستند و حتی تا سنین بالا نیز بهطور غیرقابل تصور فعال و توانمند باقی میمانند؟ ما چه چیزی را باید از این افراد بیاموزیم؟ آنها یک اصل مهم را شعار زندگی خود قرار میدهند؛ هر کاری که برای ما لذتبخش باشد آن را آسانتر و کم زحمتتر انجام میدهیم و در عین حال احساس خوشحالی و خوشبختی را در حاشیه اعمالمان لمس میکنیم. اگر کاری را با علاقه و لذت انجام دهیم بهطور معمول انرژی کم تری به کار میبریم و برای آن کار شور و شوق از خود نشان میدهیم مگر خوشبختی اکنون چیزی جز داشتن شور و نشاط در هر موردیست؟ به عبارتی شور و نشاط تضمین خوشبختی است.
● نگرانی مثبت
فراموش نکنید که نگرانی و فشار، یک جنبه مثبت نیز دارد. نگرانی مثبت میتواند قدرت و انگیزه به وجود بیاورد. هنگام صرف تلاش زیاد برای انجام کار یا مبارزهطلبی (مثلا در مسابقات ورزشی، امتحانات، ارتقای شغلی رقابتجویانه) ما در حال تجربه نگرانی مثبت هستیم از موارد دیگر نگرانی مثبت میتوان از انجام همراه با موفقیت یک وظیفه یا تکلیف مشکل برای برتری یافتن بر دیگران و تجربه کردن تایید و تحسین آنان نام برد «هایکوارنست» روانشناس، اظهار میدارد که یک دیدار غیرمنتظره، یک موفقیت باورنکردنی، برنده شدن تیم ورزشی و هر چه را که تجربهای مثبت به شمار رود بر جسم و روان ما تاثیر مثبت میگذارد در چنین مواقعی هورمونهایی مثل تستسترون، انسولین، و آدرنالین ترشح میشود و ما به سرعت احساس رضایت و خوشحالی میکنیم.
● اعتماد به نفس داشته باشید
این ده دستور ساده و عملی برای غلبه بر احساس خود کمبینی و تقویت ایمان و اعتقاد درونی است به این برنامه عمل کنید تا شما هم جزو افرادی باشید که به قوای درونی خود ایمان آورده و احساس قدرت تازهای میکنند.
۱) تصویر ذهنی فردی موفق و خوشبخت را بهطور مستمر و دائمی در ذهن خود حک و تثبیت کنید. به این تصویر محکم بیاویزید و اجازه ندهید محو شود ذهنتان به تدریج تصویر داده شده را ثبت میکند. هرگز به صورت آدمی شکست خورده به خود نگاه نکنید به قدرت واقعی تصویر ذهنی شک نکنید چرا که این کار خطرناک است چون هر چیز به ذهن وارد شود آن را تقویت میکند. صرفنظر از اینکه در حال حاضر اوضاع چقدر بد و ناگوار به نظر میرسد همواره تصویر موفقیت را در ذهنتان مجسم کنید.
۲) هرگاه فکری منفی میخواهد ذهنتان را به خود مشغول کند با وارد کردن فکری مثبت آن را از مغزتان بیرون کنید.
۳) مسایل و موانع را در ذهنتان بزرگ نکنید. هر مانعی را کوچک و بیارزش بشمارید و آن را تا حد امکان با دقت بررسی و بهطور موثر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. مسائل را باید آنطور که هستند دید نباید اجازه داد افکار منفی آنها را بزرگتر از آنچه هست جلوه دهد.
۴) تحت تاثیر اعمال و موفقیتهای اطرافیان قرار نگرفته و سعی نکنید از آنها تقلید کنید هیچکس نمیتواند به خوبی شما باشد یادتان باشد که بسیاری از افراد با وجود رفتار و ظاهری مطمئن، همانقدر گرفتار ترس و تردید هستند که شما هستید.
۵) این کلمات پویا و نیروبخش را روزی ده بار تکرار کنید «وقتی خدا با ماست چه کسی میتواند بر ما غلبه کند».
۶) از مشاوری صلاحیتدار کمک گرفته تا بدانید چرا اعمالی منفی از شما سر میزند، علت حقارت و بدگمانی به خویشتن را که بیشتر ریشه در کودکی دارد ریشهیابی کنید شناخت آنها راهی به سوی درمان آنهاست.
۷) روزی ده بار جمله زیر را با صدای بلند تکرار کنید «من میتوانم، آری من میتوانم به کمک خدایی که به من نیرو میبخشد به انجام هر کاری که بخواهم موفق شوم آری من میتوانم».
۸) تواناییهای بالقوه خود را ارزیابی کنید و سپس آنها را چند برابر افزایش دهید البته به خود مغرور نشوید اما حس احترام به خود را تقویت و افزایش دهید.
۹) خود را به ذات احدیت بسپارید برای این کار کافیست بدانید قلب شما خانه خداست.
۱۰) به خود بگویید چرا من از قلب خویش نیروی ماورای طبیعت را به سوی خود و زندگی خود جذب نکنم؟

● غول چراغ جادو
غول چراغ جادو میگوید: شنیدم که میگویی دیگران باعث شدهاند که شما در این نقطه که مورد رضایتتان نیست قرار گیرید اما ارباب من، اصلا دیگران در این تفسیر وجود ندارند هر یک از ما دیگری است که مستقل میاندیشد و عمل میکند اگر به دقت به رفتارها بنگری، درخواهی یافت که ناتوانی عاطفی و خونسردی و عدم تفاهم و مقاومت در برابر دگرگونیهای مثبت و آنچه را که در دیگران میبینی به راستی از خود توست. تو خود آنهایی با اندیشهای متفاوت که تنها روی محدوده باورهایت تمرکز نمودهای. اگر کاری انجام نشده این خودت هستی که آن را انجام ندادهای اگر سوءتفاهمی ایجاد شده خودت به آن باور دامن زدهای اگر در رنج و فشار عاطفی قرار داری خودت آن را برگزیدهای اگر تمامی آنچه را که آرزو داری نمیشوی این خودت هستی که تن به دگرگونی نمیدهی پس نباید از عدم هستی در خوشبختی شیرین خودت رنج ببری.
هیچکس نمیتواند به شما بیاموزد که تو باید حتما دگرگون شوی مگر خودت بخواهی ارباب من، هیچ کسی نمیتواند برایت از بیرون خودت شادی و آرامش مهیا کند تا خودت این احساسات زیبا را در درون خویش مهمان کنی البته اگر بتوانی با حداقلها هم سازگار باشی هیچکس نمیتواند استعدادهای شما را تا خودت واقعا نخواهی از قوه به فعل درآورد و تو را تحقق بخشد. شما خود و تنها خود میتوانی خویشتن را دریابی و از نو آغاز کنی تنها روی دو پایت بایستی و فریاد برآوری این یگانه کسی است که میتواند جایگاه بودن را در این نقطه پر کند.
ذرات تو غنی بوده و ما محتاجیم
محتاج به غیر خود مگردان ما را
برگرفته از :مجله خانواده سبز
در سراسر تاریخ، مناطق خاصی به عنوان راهنما، خصوصاً به سوی حالاتی از آگاهی به ثبت رسیده است. معمولاً این مناطق دارای خصوصیات بسیار ویژهٔ طبیعیاند. مثلاً اینکه همیشه به طرزی وصفناپذیر زیبا هستند. این مکانها ممکن است آبشار یا جنگلهای وسیع و سرسبز با درختان سر به فلک کشیده و یا ممکن است از ویرانههای باستانی تشکیل شده باشد. اغلب ما با محلهای مشهور و اسرارآمیزی چون ستونهای سنگی در انگلستان، اهرام بزرگ مصر، ماچو پیکچو، گراند کانیون Grand canyon (درهٔ عمیق رود کلرادو در شمال غربی آریزونا)، آشنا هستیم. آنچه که به این مکانها ویژگی عرفانی میبخشد وجود کانالهای انرژی است. در واقع کانال انرژی با جریانهای انرژی بزرگ و کوچک خود به ما الهام، سکوت، روح و انرژی بزرگ و کوچک خود به ما الهام، سکوت، روح و انرژی میبخشد. اما این طور نیست که کانالهای انرژی فقط در مکانهای مشهور باشند. آنها در همهجا وجود دارند. ممکن است این کانالها از میان شهرتان و یا حتی حیاط خانهتان بگذرند.
● کانال انرژی چیست؟
کانال انرژی، مکانی با نیرو و انرژی متمرکز است که در هماهنگی با آگاهی انسان عمل میکند. انرژی الکتریکی، مغناطیسی و معنوی در نقطهای بر سطح زمین کانونی شده و میدان الکتریکی، شما را به میدان زمین و کل کیهان متصل میکند. این جریانهای انرژی ممکن است قوی باشند همانند انرژیهای عظیم مکانهای مقدس و یا ضعیف باشند همانند جریانی که ممکن است در پارک محل سکونت شما جاری باشد.
جریانهای انرژی مذکر و مؤنث باعث ایجاد حسهای متفاوتی میشوند. کانالهای انرژی مذکر، در تفکر متمرکز و تصمیمگیری به شخص کمک میکند. کانالهای انرژی مؤنث، روح و ذهن را آرامش بخشیده و به شما کمک میکند تا پیامها را از دنیای بیرونی و از جهان درون، دریافت کنید.
یک کانال انرژی به این صورت به وجود میاید که انرژی ذاتی زمین و ضربان آن، در اتصال با کیهان قرار گرفته و متمرکز میگردد. این انرژی طبیعی و لایزال در بسیاری از مکانها به چشم میخورد، از کریستالهای طبیعی گرفته تا نیروی حیاتی حیوانات و گیاهان. مثلاً انرژیهای شخصی ما میتوانند با هماهنگی با محیط اطراف، منجر به ایجاد یک جریان انرژی شود و اینگونه است که مثلاً در پارک نزدیک منزل شما یک کانال انرژی شکل میگیرد. همهٔ پارکها حاوی جریانهای انرژی نیستند اما آنهائی که به علت زیبائی طبیعی مورد حفاظت قرار گرفتهاند، احتمالاً چنین جریانهائی را در دل خود دارند. ممکن است نیروی ذاتی چنین مکانهائی با احساسات مردمی که در آنجا گرد هم آمدند و برای نخستین بار به ویژگی مکان پی برده و به حفاظت آن همت گماشتند بر هم تأثیر گذاشته باشند.

مکان ایجاد و رشد تمدنها و فرهنگهای گذشته نیز حاوی جریانهای انرژی است. انرژیهای شخصی و گروهی نیز میتوانند با زمین و آسمان اثری متقابل داشته و منجر به ایجاد مکانهای حاوی انرژی شوند. منطقهٔ موسوم به تپه خرس در داکوتای جنوبی که سرخپوستها سالها مراسم آئینی خود را در آنجا برگزار میکردند یکی از این نقاط است. در اصل، خود آن کوه از تقدس بالائی برخوردار نبوده بلکه انرژی انسانها به آنجا تقدس بخشیده است. ما به شیوهای خلاق با انرژیهای اطراف خود تأثیر متقابل داریم و به این ترتیب، هم از محیط، انرژی میگیریم و هم به آن انرژی میبخشیم. مکان مورد علاقه شما در باغ یا جنگل، به واسطهٔ انرژی که شما به آن میدهید میتواند به یک کانال انرژی، مبدل گردد.
لحظهٔ وقوع حوادث دارای انرژی هستند. قتل و یا اندوه شدید میتواند منجر به شکلگیری یک کانال انرژی منفی شود.
● یافتن یک کانال انرژی
یافتن یک جریان انرژی، بسته به میزان آگاهی و گیرندگی شما و همینطور بسته به نوع انرژی کانال مزبور، میتواند آسان یا دشوار باشد. به مکانی که همواره برایتان معنی خاصی داشته و یا در آنجا احساس خوبی به شما دست میدهد بروید. بهتر است زمانی را انتخاب کنید که خلوتتر باشد به این ترتیب بدون مزاحمت دیگران میتوانید تمرکز کرده و آرامش بگیرید. زمانی به آنجا بروید که فشار هیجانی زیادی نداشته باشید.
بهترین زمان برای یافتن جریانهای انرژی، هنگام غروب یا سپیده دم است. همچنین هنگامی که زمین در مه فرو میرود (یعنی دریا و خشکی به هم میپیوندند) و هنگام اعتدالین (شروع یک فصل و اتمام فصل دیگر که فصلها به هم میپیوندند) در این زمانهای گذرا، جدائی ما بین جهانها محو میگردد. سلتهای (celtانسانهای پیش از تاریخ که در غرب اروپا زندگی میکردند) باستان بر این امر واقف بوده و این زمانها را زمانهای اقتدار مینامیدند.
متأسفانه، نیروی یک جریان انرژی، انرژیهای ناخوانده را هم به سوی خود جذب میکند. در واقع آنها هم احتمالاً به دلیلی مشابه دلیل شما به آن امکان جذب میشوند.
بهتر است با یک همراه به مکان مزبور بروید، همراهی که در حضورش بتوانید انرژیهای آنجا را حس کرده و ضمناً باعث پریشانی حواس شما نگردد.
پس از آنکه مکانی را که احتمال میدهید حاوی یک کانال انرژی باشد یافتید، به ذهنتان اجازه دهید که آرام گیرد تا بتواند انرژی محیط را جذب کند. به صدای باد، تکان خوردن برگها یا صدای پرندگان گوش بسپارید. گویا چیزی میخواهد با شما ارتباط برقرار کند. به شاخهٔ درختان بنگرید که آسمان را لمس میکنند. ذهنتان را آرام کنید. اندیشهٔ کارهای روزمره زندگی را به کناری بگذارید. با خالی کردن خود از چنین همهمههائی میتوانید آنچه که رنجتان میدهد را بیابید.
تصور کنید که از خودتان بیرون رفتهاید، به درون زمین، تصور کنید که بالا میروید و با کیهان یکی میشوید. چه حسی دارید؟ اگر جریان انرژی در آن مکان وجود داشته باشد، حسی در درونتان جاری خواهد شد، احساس آرامش یا شگفتی. اولین چیزی که به نظرتان خواهد رسید، بالا رفتن سطح انرژی جهان است؛ چه آسمان زندهای! گلبرگهای بنفشه چه لطیفند! چه علفهای سبزی! حس میکنید انرژی زمین از درونتان بالا میرود و ذهنتان گشوده میگردد. اگر جریان انرژی مذکری یافته باشید واژهها، جملهها، اندیشهها و افکار از درونتان همانند آب چشمه بیرون میزند. اگر جریان انرژی، مؤنث باشد احساس گشایش، باروری و یکپارچگی خواهید داشت و اگر چنانچه انرژیهای مذکر و مؤنث هر دو شما را احاطه کرده باشند، ترکیبی از آثار آن دو در شما القاء خواهد شد.
این تمرین را در مکانهای مختلف انجان دهید، پارک کنار خانهتان، محل عبادت یا حیاط منزل. بعضی اشخاص به این طریق یک یا دو جریان انرژی را در منزل خود یافتهاند. اگر در منزل تازهسازی زندگی میکنید، جریان انرژی احتمالاً صرفاً از شما ناشی شده است، از نیرو و انرژی شخصی شما. اما اگر در خانهای قدیمی به سر میبرید جریان انرژی احتمالاً از ساکنین قبلی خانه ناشی شده است. گاهی اوقات ممکن است از وجود بعضی چیزها در آنجا آگاه شوید. حتی ممکن است یک روح کشف کنید!
البته به هیچ یک از کارهای گفته شده نیازی نیست. بدون هیچ آگاهی قبلی، ناگهان جریان انرژی به درون شما وارد میشود. در حالیکه مشغول انجام دادن کار خود هستید، ناگهان احساسات و اندیشههائی در شما القاء میگردد که گوئی از همه سو به سوی شما روانند.
● جریان انرژی مورد علاقه خود را پیدا کنید
شما هرگاه پاسخ پرسشی را نمیدانید به دامان طبیعت بروید و به یک درخت بلوط پیر تکیه کنید. درختان چیزهای زیادی برای گفتن دارند اما به شرط آنکه به دقت به آنها گوش بسپارید چرا که درختان به آرامی سخن میگویند. چون ریشههایشان در اعماق زمین فرو رفته و شاخههایشان به آسمان میرسد. آنها شما را به یاد انرژی نهفته در وجود خودتان میاندازند.
مکانهای مقدس مشهور پر از کانالهای انرژی به مقدار فراوان هستند. اما برای تجربهٔ نیروی یک جریان انرژی، منتظر رفتن به چنین مکانهائی نباشید. این کانالها در بسیاری از مکانها وجود دارند. پس از مختصر تمرینی میتوانید آنها را به راحتی تشخیص دهید.
نقاط بسیاری در روی زمین، کانونهای تمرکز نیرو و انرژی هستید. آنها را فرا بخوانید تا بیابید و شاید هم آنها را شما را بیابند!
ابتدا باید در مورد انرژی و ماهیت آن صحبت کنیم . خیلی از آدمها حتی نمی دانند که این دنیایی که در آن زندگی می کنیم از چه چیزی ساخته شده است پس ابتدا باهم طبق نظریه های علمی راه خود را پیش می بریم و به این می پردازیم که دنیا از چه چیز ساخته شده است :
دنیای اطراف از ماده و انرژی ساخته شده است : ماهیت انرژی هنوز به طور کامل کشف نشده است اما می دانیم که انرژی با فرکانس نیز سنجیده می شود . هرچه فرکانس یک انرژی بالاتر باشد قوی تر است .
ماده از چه ساخته شده است ؟ از ملکول
ملکول از چه ساخته شده است ؟ از اتم
اتم از چه ؟ از پروتون و الکترون و نوترون . الکترون که جرم ندارد و در حقیقت فقط انرژی است . پروتون تمام جرم اتم را در بر دارد . و اما پروتون از چه ساخته شده است ؟ در کتاب استفان هاوکینگ آمده است : " تقریبا بیست سال پیش چنین فکر می شد که پروتونها و نوترونها ذراتی بنیادین هستند ولی آزمایشهای که در آنها پروتونها با سرعتهای زیادی به پروتونها یا الکترونهای دیگر برخورد می کردند نشان دادند که آنها در واقع از ذرات کوچکتری تشکیل یافته اند و آنها کوارک هستند . "
و اما آخرین سوال کوارک ها از چه ساخته شده اند ؟ جواب سوال را خود استفان هاوکینگ به ما داده است می دانیم که استفان هاوکینگ بزرگترین دانشمند زنده قرن است . او می گوید کوارک ها از انرژی ساخته شده اند . پس می توانیم بگوییم همه چیز در این دنیا از انرژی ساخته شده است . چون طبق نظریه نیوتون جهان از ماده + انرژی ساخته شده است که دیدیم که اخیرا کشف شده است که ماده نیز از انرژی ساخته شده است . تنوع نوع ماده در دنیا به فرکانس و طول موج انرژی مربوط می شود اگر همه چیز در دنیا دارای یک فرکانس و ارتعاش بود همه چیز یکی می شد .
هرچه فرکانس بالاتر باشد پس جنس لطیف تر می شود . لطیف ترین جنسی که قابل دیدن و لمس کردن است آتش است . و سخت ترین سنگ و فلز هستند که ارتعاش پایینی دارند . و اما ما می خواهیم بپردازیم به جنسهای لطیف و در آنها کنکاش کنیم .
افکار ما و خاطرات و ذهن ما ماده ای هستند با انرژی و فرکانس بسیار بالا بخاطر همین غیر قابل دیدن هستند . اما می بینیم که قابل درک هستند . برای همین است که وقتی فکر می کنیم یا درس می خوانیم گرسنه می شویم چون از توان موجود در خود برای تولید انرژی فکر استفاده کرده ایم و حال باید انرژی از دست رفته را بر گردانیم . طی آزمایش بسیار دقیقی که در یکی از دانشگاههای آمریکا در سال 1965 انجام گرفت دانشجویی را بر روی ترازویی با حساسیت بسیار بالا قرار دادند و از او خواستند که که یک ضرب 5 رقمی را در 5 رقمی انجام دهد و هنگام محاسبه مشخص شد که وزن دانشجو در حد بسیار کم افزایش یافته است . بنابر این انرژی نیز وزن هم دارد . پس افکار منفی و مثبت هر کدام دارای وزن و ارتعاش خاص خود هستند . و حتی می توانند بر روی محیط اطراف و انسانهای دیگر تاثیر بگذارند . به خاطر همین است که وقتی موسیقی ملایم گوش می دهیم آرام می شویم اما وقتی به موسیقی تند و خشن گوش می کنیم مشوش می شویم این تنها به خاطر تفاوت فرکانسهای دو موسیقی می باشد .
رمز و راز دنیایی که در آن زندگی می کنیم در انرژی و ماهیت آن نهفته است . به خاطر همین است که انیشتین بزرگترین دانشمند مهمترین فرمول را E = Mc^2 می داند و حاصل سالها تفکر و تحقیق در همین فرمول گنجانده شده است . فرمولی که به برسی وضعیت و رابطه میان ماده و انرژی می پردازد . البته توضیح این فرمول از حوصله این بحث خارج است .
وقتی با دید انرژی به هستی نگاه کنیم می توانیم خیلی از ناشناخته ها را کشف و برای تمام عجایب دلیل بیاوریم . البته این نکته بسیار ضروری است که بدانیم : ما هیچگاه نمی توانیم بگوییم طرز فکر خاصی عین واقعیت است و طبیعت دقیقا از همین قانون پیروی می کند زیرا انیشتین می گوید : " جهان هستی مانند ساعتی است که بر روی دیوار نصب شده است ما هیچگاه نمی توانیم به درون ساعت نگاه کنیم ما از شواهد و قرائنی که وجود دارد ( مثل عقربه ها و اعداد روی صفحه ) و از رفتاری که جهان دارد مثل حرکت عقربه ها قانون درونی آنرا حدس میزنیم اما هیچ گاه نمی توانیم بگوییم که دقیقا داخل ساعت همانطور که ما حدس زده ایم کار می کند . ما فقط باید دستگاهی را بوجود آوریم که جهان هستی آن را تایید کند . این دستگاه یکتا نیست ، بلکه می توان بیشمار دستگاه ایجاد کرد که طبیعت هم با همه آنها سازگار باشد و ما تنها می توانیم نسبت به دستگاه خاصی بگوییم که فلان چیز صحیح و فلان چیز غلط است . " و این همان نظریه نسبیت انیشتین است که در بسیار ساده شده است . بنابر این ما همیشه بدنبال آن هستیم که دستگاهی را بوجود آوریم که جواب خیلی از سوالهای ما را داشته باشد و تا به امروز انرژی اکثر آنچه که در سالهای پیش عجایب خوانده شده است را پاسخ داده است مثل کارهای عجیبی که مرتاض های هندی انجام می دهند . تنها کاری که مرتاض ها انجام می دهند بالا بردن ارتعاشات بدن و ذهن است . به خاطر همین می توانند حتی از دیوار رد شوند اجسام مختلفی را بدون درد و خونریزی وارد بدن کنند زیرا ارتعاشات خود را بالا برده اند و بدن تبدیل به یک ماده با انرژی بسیار بالا شده است و بنابراین عکس العمل ها و رفتار متفاوتی را از خود نشان می دهد . اما چطور می شود ارتعاش را بالا برد . این مسئله بحث بسیاری دارد که در این جا در یک یا دو صفحه نمی توان گفت فقط می توان به این نکته اشاره کرد که یکی از راهها تمرکز کردن است .

حال می پردازیم به تیتر مطلب . خیلی وقتها وقتی به چیزی که معتقد هستیم به سرمان می آید مثلا معتقدیم که بعد از هر خنده گریه هست . این باعث می شود که ناخودآگاه ما انرژی هایی از خود ساتع کند که در جهان هستی تاثیر گذار باشد . ناخودآگاه دوست دارد ما را به سمتی ببرد که ما معتقد به ان هستیم بنابر این ما را به سمت گریه کردن می کشاند . و ما در تمام لحظات بدون اینکه خودمان بدانیم به سمت گریه کردن سوق پیدا می کنیم که در نهایت علت آنرا پیدا می کنیم (نا خودآگاه آنرا پیدا می کند ) و گریه می کنیم . انرژی افکار ما در محیط پخش می شود و روی همه چیز تاثیر می گذارد . احتمالا حتما برای شما پیش آمده که از محل و یا مکانی متنفر باشید و دوست نداشته باشید که به آنجا بروید این مسئله دقیقا به خاطر وجود انرژی های منفی موجود در آنجا است که روی شما تاثیر گذاشته و شما به صورت ناخودآگاه از آنجا فراری می شوید . و هزاران پدیده دیگر که علت همه آنها انرژی است . در مورد شانس هم همینطور است :
وقتی ما احساس کنیم خوش شانس هستیم بر روی محیط و جهان هستی تاثیر می گذاریم . فکر ما احساس ما و باور های ما باعث می شود انرژی هایی در دنیا پخش شود که ما را به سمت خوش شانسی هدایت کند . و همین طور هم بدشانسی هر انسانی که معتقد است بسیار بد شانس است همیشه بدشانسی می آورد . بین افرادی که می شناسیم خیلی ها را می بینیم که به بدشانسی خود معتقد هستند و همچنان بد شانسی می آورند . بهتر است از این به بعد فکر کنیم خوش شانسیم . بهر حال اگر هم هیچ تاثیری نداشته باشد این فایده را دارد که روحیه بهتری برای زندگی داریم و در خلی از موقعیتها از اعتماد به نفس بهتری برخوردار خواهیم بود . در مطلبی که در شماره بعد می نویسم می خواهم در مورد جمله زیر بنویسم . سعی کنید روی آن فکر کنید :
"ما انسانها همانی هستیم که در کودکی آینده خود را تصور می کردیم "
شما در کودکی چه طور خود بزرگی خود را تصور می کردید آیا هم اکنون همان نیستید ؟
منبع: سایت علمی دانشجویان ایرانی
نظرات ()