بدون انرژی هیچ کاری انجام نمیشود فقط زمانی که به حد کافی انرژی داشته باشیم میتوانیم درست بیندیشیم و مسائل را با بینشی دقیق و صحیح مورد ارزیابی قرار دهیم. زمانی که انرژی کافی داشته باشیم میتوانیم به مسائلی که برایمان اهمیت دارند و کارهایی که باید انجام شوند، بپردازیم اما فراموش نکنیم تنها هنگامی میتوانیم احساس خوشبختی را درون خویش پیداکنیم که از انرژی ذخیره شده کافی برای افزایش کیفیت همه کارها در زندگی برخوردار باشیم. در بدن ما برای تداوم حیات فعل و انفعالات بسیاری بهطور خودکار انجام میشود فعل و انفعالاتی که هیچگاه به آن فکر نمیکنیم، ما میتوانیم از این فعل و انفعالات بدن خود انرژی لازم را خلق و احساس خوشبختی را از هر آنچه که هماکنون در پیش رو داریم به دست آوریم، پس انرژی مثبت به یکدیگر بدهیم.
● شور و نشاط، تضمین خوشبختی
آیا شما هم افرادی را میشناسید که دارای انرژی فوقالعادهای هستند و حتی تا سنین بالا نیز بهطور غیرقابل تصور فعال و توانمند باقی میمانند؟ ما چه چیزی را باید از این افراد بیاموزیم؟ آنها یک اصل مهم را شعار زندگی خود قرار میدهند؛ هر کاری که برای ما لذتبخش باشد آن را آسانتر و کم زحمتتر انجام میدهیم و در عین حال احساس خوشحالی و خوشبختی را در حاشیه اعمالمان لمس میکنیم. اگر کاری را با علاقه و لذت انجام دهیم بهطور معمول انرژی کم تری به کار میبریم و برای آن کار شور و شوق از خود نشان میدهیم مگر خوشبختی اکنون چیزی جز داشتن شور و نشاط در هر موردیست؟ به عبارتی شور و نشاط تضمین خوشبختی است.
● نگرانی مثبت
فراموش نکنید که نگرانی و فشار، یک جنبه مثبت نیز دارد. نگرانی مثبت میتواند قدرت و انگیزه به وجود بیاورد. هنگام صرف تلاش زیاد برای انجام کار یا مبارزهطلبی (مثلا در مسابقات ورزشی، امتحانات، ارتقای شغلی رقابتجویانه) ما در حال تجربه نگرانی مثبت هستیم از موارد دیگر نگرانی مثبت میتوان از انجام همراه با موفقیت یک وظیفه یا تکلیف مشکل برای برتری یافتن بر دیگران و تجربه کردن تایید و تحسین آنان نام برد «هایکوارنست» روانشناس، اظهار میدارد که یک دیدار غیرمنتظره، یک موفقیت باورنکردنی، برنده شدن تیم ورزشی و هر چه را که تجربهای مثبت به شمار رود بر جسم و روان ما تاثیر مثبت میگذارد در چنین مواقعی هورمونهایی مثل تستسترون، انسولین، و آدرنالین ترشح میشود و ما به سرعت احساس رضایت و خوشحالی میکنیم.
● اعتماد به نفس داشته باشید
این ده دستور ساده و عملی برای غلبه بر احساس خود کمبینی و تقویت ایمان و اعتقاد درونی است به این برنامه عمل کنید تا شما هم جزو افرادی باشید که به قوای درونی خود ایمان آورده و احساس قدرت تازهای میکنند.
۱) تصویر ذهنی فردی موفق و خوشبخت را بهطور مستمر و دائمی در ذهن خود حک و تثبیت کنید. به این تصویر محکم بیاویزید و اجازه ندهید محو شود ذهنتان به تدریج تصویر داده شده را ثبت میکند. هرگز به صورت آدمی شکست خورده به خود نگاه نکنید به قدرت واقعی تصویر ذهنی شک نکنید چرا که این کار خطرناک است چون هر چیز به ذهن وارد شود آن را تقویت میکند. صرفنظر از اینکه در حال حاضر اوضاع چقدر بد و ناگوار به نظر میرسد همواره تصویر موفقیت را در ذهنتان مجسم کنید.
۲) هرگاه فکری منفی میخواهد ذهنتان را به خود مشغول کند با وارد کردن فکری مثبت آن را از مغزتان بیرون کنید.
۳) مسایل و موانع را در ذهنتان بزرگ نکنید. هر مانعی را کوچک و بیارزش بشمارید و آن را تا حد امکان با دقت بررسی و بهطور موثر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. مسائل را باید آنطور که هستند دید نباید اجازه داد افکار منفی آنها را بزرگتر از آنچه هست جلوه دهد.
۴) تحت تاثیر اعمال و موفقیتهای اطرافیان قرار نگرفته و سعی نکنید از آنها تقلید کنید هیچکس نمیتواند به خوبی شما باشد یادتان باشد که بسیاری از افراد با وجود رفتار و ظاهری مطمئن، همانقدر گرفتار ترس و تردید هستند که شما هستید.
۵) این کلمات پویا و نیروبخش را روزی ده بار تکرار کنید «وقتی خدا با ماست چه کسی میتواند بر ما غلبه کند».
۶) از مشاوری صلاحیتدار کمک گرفته تا بدانید چرا اعمالی منفی از شما سر میزند، علت حقارت و بدگمانی به خویشتن را که بیشتر ریشه در کودکی دارد ریشهیابی کنید شناخت آنها راهی به سوی درمان آنهاست.
۷) روزی ده بار جمله زیر را با صدای بلند تکرار کنید «من میتوانم، آری من میتوانم به کمک خدایی که به من نیرو میبخشد به انجام هر کاری که بخواهم موفق شوم آری من میتوانم».
۸) تواناییهای بالقوه خود را ارزیابی کنید و سپس آنها را چند برابر افزایش دهید البته به خود مغرور نشوید اما حس احترام به خود را تقویت و افزایش دهید.
۹) خود را به ذات احدیت بسپارید برای این کار کافیست بدانید قلب شما خانه خداست.
۱۰) به خود بگویید چرا من از قلب خویش نیروی ماورای طبیعت را به سوی خود و زندگی خود جذب نکنم؟

● غول چراغ جادو
غول چراغ جادو میگوید: شنیدم که میگویی دیگران باعث شدهاند که شما در این نقطه که مورد رضایتتان نیست قرار گیرید اما ارباب من، اصلا دیگران در این تفسیر وجود ندارند هر یک از ما دیگری است که مستقل میاندیشد و عمل میکند اگر به دقت به رفتارها بنگری، درخواهی یافت که ناتوانی عاطفی و خونسردی و عدم تفاهم و مقاومت در برابر دگرگونیهای مثبت و آنچه را که در دیگران میبینی به راستی از خود توست. تو خود آنهایی با اندیشهای متفاوت که تنها روی محدوده باورهایت تمرکز نمودهای. اگر کاری انجام نشده این خودت هستی که آن را انجام ندادهای اگر سوءتفاهمی ایجاد شده خودت به آن باور دامن زدهای اگر در رنج و فشار عاطفی قرار داری خودت آن را برگزیدهای اگر تمامی آنچه را که آرزو داری نمیشوی این خودت هستی که تن به دگرگونی نمیدهی پس نباید از عدم هستی در خوشبختی شیرین خودت رنج ببری.
هیچکس نمیتواند به شما بیاموزد که تو باید حتما دگرگون شوی مگر خودت بخواهی ارباب من، هیچ کسی نمیتواند برایت از بیرون خودت شادی و آرامش مهیا کند تا خودت این احساسات زیبا را در درون خویش مهمان کنی البته اگر بتوانی با حداقلها هم سازگار باشی هیچکس نمیتواند استعدادهای شما را تا خودت واقعا نخواهی از قوه به فعل درآورد و تو را تحقق بخشد. شما خود و تنها خود میتوانی خویشتن را دریابی و از نو آغاز کنی تنها روی دو پایت بایستی و فریاد برآوری این یگانه کسی است که میتواند جایگاه بودن را در این نقطه پر کند.
ذرات تو غنی بوده و ما محتاجیم
محتاج به غیر خود مگردان ما را
برگرفته از :مجله خانواده سبز
هنوز برخی تصور میکنند به هنگام هیپنوتیزم ، یک فرد مقتدر و ماهر بطور فعال، فردی را که حالت تسلیم بخود گرفته ، کنترل میکند. این تصور از واقعیت علمی به دور است.
تصور وجود یک هیپنوتیزور با قدرت زیاد و اسرار آمیز در مقابل فردی ضعیف و مقهور،به قرن هجدهم باز میگردد که هیپنوتیزم با استفاده از " نیروهای مرموز " و مغناطیسی صورت میگرفت. هیپنوتیزور در آن عصر، انسانی با قدرت جادویی و غول آسا بود که با وسایل اهریمنی، اراده و روح انسان های دیگر را کنترل و اداره مینمود.
نظریه جدید درباره هیپنوتیزم وهیپنوتیزور با این باورهای قدیمی فاصله بسیار زیادی دارد. هم اکنون بسیاری از روان پزشکان و روان شناسان از این نظریه طرفداری می کنند که : هیپنوتیزور تنها نقش راهنما و هدایت کننده را در برقراری حالت هیپنوتیزم ایفا می کند و " کار اصلی" را در این جریان خود فرد تحت هیپنوتیزم انجام می دهد.
هیپنوتیزم شدن، نشانه ضعف روحی نیست!
همانطور که دکتر اشپیگل اظهار می دارد:
هیپنوتیزم شدن نشانه سطح بالایی از هوش و استعداد و نمایانگر قدرت و قابلیت فرد در انجام تمرکز است.
نحوه ایجاد هیپنوتیزم و امکانات درمانی آن؛
بیمار در صورت تشخیص پزشک معالجش و تمایل خودش میتواند از هیپنوتیزم در برنامه درمانش استفاده کند. برای انجام موفقیت آمیز جریان درمان بیمار باید:
* ذهن خود را از کلیه افکار انحرافی خالی و پاک کند.
*به اصالت علمی هیپنوتیزم و قابلیت عملی هیپنوتیزور اعتقاد و ایمان داشته باشد.
* به اندازه کافی قدرت تمرکز و تصور داشته باشد.
* به برنامه ای که هیپنوتیزور برای درمان بیماری و یا رفع مشکل او مطرح کرده، مطمئن باشد.
در مورد و شرایط زیر هیپنوتیزم اثرات درمان کننده اثبات شده ای دارد:
* درمان پرخوری و چاقی
* ترک اعتیاد به دخانیات ، الکل و بسیاری از مواد مخدر
* درمان بی خوابی
* معالجه حالات اضطرابی
* درمان حالات هیجانی
* معالجه افسردگی
* درمان ضعف و فقدان اعتماد به نفس
* ایجاد انگیزه و امید
* درمان وسواس و رفتارهایی که فرد به صورت اجباری انجام می دهد
* درمان عادت جویدن ناخنها
* معالجه عدم قدرت درتمرکز فکری
* درمان لکنت زبان در مواردی که نقص عضوی در کار نباشد
* درمان حالاتی که فرد در شناخت هویت خود دچار مشکلاتی شده است
* درمان انواع ناتوانی ها و مشکلات جنسی
((هیپنوتیزم))یا خوب مغناطیسی در پزشکی به عنوان یک ابزار معالج مورد استفاده قرار گرفته و میگیرد.از این رو به آن((طب مغناطیسی))لقب داده اند.حتی این علم در بزرگترین دانشگاه های پزشکی مورد تدریس قرار میگیرد.
از طرثق خواب مغناطیسی بیماران زیادی مورد معالجه قرار گرفته اند.این کار پس از بیهوشی هیپنوتیزمی به وسیله القا و تلقین مکرر صورت می گیرد.میگویند:شخص خواب کننده به گونه ای میتواند در خواب روند تسلط پیدا کند که از او بخواهد با جسد فیزیکی از محل خود حرمت کند و یا حافظه خود را به عقب برگرداند.
علما شفا و معالجه به وسیله خوب مغناطیسی را نوعی معجزه می دانند.
((فراتز آنتون مسمر))که از پیشگامان علم خواب مغناطیسی با روش علمی جدید به شمار می آید.منبع ظهور پدیده های خواب مغناطیسی را به نیروی مغناطیسی حیات در جانداران نسبت داد.او معتقد بود:جسم انسان به واسطه داشتن سیال مغناطیسی در اعصاب خود و دیگران اثر جاذبه ای دارد و به واسطه اثر گذاردن در آن مغناطیس بدن میتواند بعضی از امراض عصبی و عضوی را معالجه نمود.
حتی خود ((مسمر))موسسه ای را تاسیس کرد که با خواب مغناطیسی بیماران را به خواب واقعی عمیق فرو می برد و علت مرض را به وسیله سخنان روح آنها که در خواب میگفتند کشف می کرد و سپس آنها را معالجه می نمود.
خواب مغناطیسی تاثیر بسیار مهمی در معالجه بسیاری از بیماری ها به خصوص امراض روحی و روانی داشته است.
نظرات ()