متافیزیک و علوم ماورایی و عرفانی

متافیزیکی عرفانی

تمرین مراقبه (مدیتیشن) در زندگی
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠
 

مراقبه (مدیتیشنmeditation) در اصل روشی است که سراسر زندگی فرد را تحت‌الشعاع قرار می‌ دهد و موجب می‌ شود تا زندگانی فرد از موهبت بی‌همتای آن سرشار و مملو گردد. استفاده مداوم از مراقبه، پویایی خاصی در فرد ایجاد می‌ کند و به وی این امکان را می‌ دهد تا از تمامی نیروهای درونی و بیرونی خود استفاده نماید و به یک فرد خلاق و سازنده، با ظرفیت های پایان ناپذیر و دارای انرژی جسمی و روانی خاص تبدیل گردد که باعث می ‌شود تا سلامتی و تندرستی در وجودش لبریز شود. از انفاس خوش آن، دیگران هم بهره می‌ گیرند.
آشنایی با مراقبه و به کارگیری روش های آن برای هر شخصی می‌ تواند نقطه عطف و سکوی پرتابی باشد، به سوی کمال و وصل به ذات احدیت و سرچشمه نامحدود هستی. چرا که به فرد کمک می ‌کند تا به فردی سرشار از امید و پابندگی تبدیل شود و در اوج سلامت جسمی و روحی قرار گرفته و پیروزی و کامیابی را در آغوش گیرد.


● آثار زیستی مراقبه
تحقیقات گسترده‌ای در رابطه با اثرات زیستی و فیزیولوژیک مراقبه در بدن انجام گرفته است و مدارک روشنی وجود دارد که نشان می ‌دهد، رابطه مشخصی بین مراقبه و پاسخ های فیزیولوژیک بدنی وجود دارد.
مهم ‌ترین تأثیر مراقبه، آرام شدن نسبی متابولیسم بدن، کم شدن نسبی مصرف اکسیژن و کم شدن تولید دی ‌اکسید کربن است. این کاهش ها به دلیل آرام شدن نسبی متابولیسم است، نه تنفس آرام تر یا کم‌عمق‌تر شدن آن.
در حالت مراقبه ضربان قلب هم کاهش می‌ یابد و به طور متوسطه به سه ضربه در دقیقه می‌ رسد.
همچنین با توجه به کاهش نسبت و میزان تنفس در مدت مراقبه، غلظت اسید لاکتیک خون نیز سریعا کاهش نشان می ‌دهد. سطح اسید لاکتیک خون بستگی به نگرانی و تنفس دارد و سطح پایین آن در موردهای تحت آزمایش در طول مدت مراقبه، به احتمال قوی به حالت آرامش فرد مراقبه کننده بستگی دارد.
نتایج تحقیقات نشان داده که مقاومت پوست در طول مدت مراقبه افزایش می ‌یابد. در حالی که در حالت تنش و نگرانی، مقاومت پوست بسیار پایین می ‌آید.
الگوی امواج مغزی در طول مدت مراقبه تغییراتی را نشان می ‌دهد، به طوری که طول موج آلفا (Alpha) معمولا افزایش می‌ یابد. امواج آلفا، امواج بسیار مهمی هستند با دامنه فرکانس ۸ تا ۱۲(هرتز) که با نوعی هوشیاری و خودآگاهی، به درون معطوف می شوند و تغییرات فیزیولوژیکی مهمی در بدن ایجاد می کنند مانند: آرامش ملایم، آموزش برتر، تفکرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن تمرکز و یادگیری و... .
علت و چگونگی بروز این تغییرات هنوز در دست مطالعه و تحقیق است.
● آثار روان شناختی مراقبه
نتایج تحقیقات در این زمینه نشان می ‌دهد افرادی که تکنیک های مراقبه را تمرین می ‌کنند، سلامت روانی بیشتری دارند، مقاومت بیشتری در برابر استرس ها نشان می ‌دهند، سطح اضطراب در آنها عمدتاً پایین است و در شرایط بحرانی، نگرانی و ناراحتی متناسبی نشان می‌ دهند. انواع بیماری های روانی و به ویژه اختلالات روان تنی شیوع کمتری در آنها دارد و در مواردی نیز با شروع تمرینات مراقبه، علائم بهبودی در این اختلالات دیده می شود.
این افراد کم کم عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به گذشته پیدا می ‌کنند. توان پیگیری بیشتری در اهداف خود نشان می‌دهند. پرانرژی‌ تر هستند و احساس رضایت و خرسندی بیشتر و عمیق‌تری نسبت به گذشته دارند.
به طور کلی یافته‌های پژوهشی نشان می‌ دهد که تمرین منظم مراقبه، ظاهرا بر رشد روان شناختی فرد اثر مثبت دارد.
تقویت اراده، قدرت، حافظه و کاهش تنش ها و استرس ها از نتایج اساسی این تمرینات است.
● مراقبه و روان درمانی
با توجه به تغییرات فیزیولوژیک و روان شناختی ناشی از تمرینات مراقبه ، به عنوان یک وسیله درمان برای بیماران مبتلا به مشکلات روحی می ‌توان از آن سود جست. از آنجا که اکثر اختلالات روان نژندی neurosis ( اختلال روانی) مثل اضطراب، حاصل عدم آرامش فرد و ناتوانی او در کنترل شرایط زندگی و در نتیجه شرایط روحی و فکری خود است، این تمرینات با تاثیری که روی حس کنترل و تسلط ورزی افراد می ‌گذارند، درمان او را تسریع می‌ کنند.
با انجام این تمرینات که نتیجه اساسی آن افزایش آگاهی فرد است، فرد درک کامل تری از خود و پیرامون خود به دست می ‌آورد. این شناخت او را در شناخت بهتر مشکلات خود و حل آنها یاری می‌ دهد و فرد بصیرت و بینش لازم را به دست می ‌آورد.
از این رو نتایج پژوهش هایی که بر کاربرد این روش در درمان ناراحتی های روحی متمرکز بوده‌اند، حداقل در مورد اختلالاتی چون انواع اضطراب ، یأس ها و ناامیدی‌ها و اختلالات روان تنی امیدبخش بوده‌اند.


 
 
مراقبه چیست؟
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ مهر ۱۳٩٠
 

در انگلیسی، واژهٔ ”مراقبه“ meditation به معنی ”بازتاب“ Reflection است. در این زبان واژه‌ای معادل با ”دیانا“ Dhyana یا ذن Zen وجود ندارد. پس ناچارم واژهٔ ”مدیتیشن“ را به‌کار ببریم. این نزدیک‌ترین معادل انگلیسی ”دیانا“ است.ولی باید چند نکته را در نظر بگیریم:
زمانی‌که واژهٔ ”مدیتیشن“ را به‌کار می‌بریم بلافاصله سؤال پیش می‌آید که ”روی چه؟“ زیرا در انگلیسی واژه مدیتیشن یعنی تفکر و تأمل روی ”چیزی“ (MeditateUponSmothing) ولی واژه ”دیانا“ یا ”ذن“ یعنی ”خالی کردن ذهن از هرگونه تفکر“ و تفکر روی ”چیزی“ وجود ندارد.
مدیتیشن وضعیت سکوت مطلق است: آسایش کاملی که در اثر نبودن افکار تولید می‌شود و حالت هوشیاری کامل.

تنها در آن هوشیاری است که قادر خواهی بود حقیقت مطلق را ببینی. مراقبه روند بسیار ساده‌ای است. تنها کافی است که کلید درستش را بدانی. در کتب ”اپانیشاد“ به این‌کار ”مشاهده“ witnessing می‌گویند.
فقط روند ذهنی خودت را مشاهده کن. هیچ‌کار دیگر انجام نده. نیاز به هیچ عمل دیگری نیست. فقط مشاهده‌گر باش: افکار، خواسته‌ها، خاطرات، رویاها و صحنه‌های تخیلی ذهن را که می‌گذرند نظاره کن.
راحت و خونسرد به تماشای این مناظر بنشین.
تماشا کن و ببین: بدون قضاوت و بدون محکوم کردن: نگو ”این خوب است“ یا ”این بد است“. در روند ملاک‌های اخلاقی را به‌کار نگیر. در غیر این‌صورت هرگز قادر نخواهی بود مراقبه کنی.
برای همین است که من مخالف این به اصطلاح ”اخلاق‌گرائی“ هستم. زیرا که این ”ضد مراقبه“ است. فرد اخلاق‌گرا آنقدر از ایده‌های اخلاقی و ”باید ـ نبایدها“ پر است که نمی‌تواند مشاهده کند. او نمی‌تواند نظاره‌گر باشد.
او سریعاً نتیجه‌گیری می‌کند: ”این درست است و آن غلط“. و هر آنچه احساس کند که ”درست است“، می‌خواهد به آن بچسبد و هر آنچه احساس کند ”نادرست است“ می‌خواهد بیرونش کند.
ولی تنها یک چیز قطعی است: ذهن تماشاکننده نیست.
آن‌که از فعالیت‌های ذهن آگاه است قسمتی از ذهن نیست.
تماشاکننده از ذهن جدا است.
ناظر با ذهن متفاوت است.
آگاه شدن از این ناظر، یعنی یافتن جوهر وجود، درک مرکزیت هستی و ادراک مطلق و لایزال.
بدن دگرگون می‌شود: روزی تو در رحم مادر بودی، زمانی‌که کودک بودی، پس از آن مرد یا زن جوانی شدی، سپس پیری...
در آخر روزی خواهی مرد و وارد رحم هستی خواهی شد.
بدن به دگرگونی ادامه می‌دهد: دگرگونی پیوسته. بامدادان خوشحال هستی، بعدازظهر خشمگین هستی، عصر غمگین هستی. حالات، عواطف و احساسات نیز به دگرگونی ادامه می‌دهند.
افکار پیوسته در تغییر هستند. چرخ در اطراف تو به چرخش ادامه می‌دهد.
دنیای پدیده‌ها یک گردباد است. هرگز ثابت نیست: حتی برای دو لحظهٔ متوالی.
ولی یک چیز همواره ثابت است و هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند و آن، ”ناظر“ است.
یافتن آن ”ناظر“ یعنی یافتن خداوند.