آیا چشم زخم حقیقت و مبناى علمى دارد؟
جواب: بسیارى از مردم اعتقاد دارند برخى چشمها اثرى خاص دارند که در صورت نگریستن به کسى یا چیزى، در آن اثر گذاشته، اگر انسان است، بیمار یا دیوانه گشته، اشیا در هم شکسته مىشود. این امر ممکن بوده و قابل انکار نمىباشد.
چشم زخم در آیات و روایات
در عصر پیامبر(ص) میان قبیله بنى اسد بد چشمانى بودند که چشمانشان اثرات به خصوصى در اشیا مىنهاد اینان تصمیم گرفتن با چشم خویش پیامبر را صدمه و زیانى بزنند که آیه: »و إنْ یکاد الّذین...«(1) نازل شد.
مرحوم طبرسى مىفرماید: »معناى آیه این است که وقتى ذکر (قرآن) را از تو مىشنوند، با نظرى سرشار از کینه و خشم به تو نظر مىکنند، به طورى که مىخواهند با نگاه تیزشان تو را بکشند«.(2)
حضرت یعقوب به فرزندانش فرمود: »اى فرزندانم! از یک در داخل نشوید و از درهاى گوناگون وارد شوید«.(3) مفسران نقل نمودهاند که حضرت یعقوب(ع) بیم آن داشت که مردم به فرزندانش رشک برده و مورد چشم زخم واقع شوند،(4) زیرا، این احتمال را مىداد که وقتى یازده برادر جوان و رشید با هم وارد بر عزیز مصر شوند، مورد چشم زخم قرار گیرند.
رسول خدا(ص) فرمود: »چشم زخم حقیقت دارد تا آن جا که قلّه کوه را فرود آورد« و امیرمؤمنان مىفرمایند: »چشم زخم حق است و توسّل به دعا براى دفع آن نیز حق است«.(5).
چشم زخم از جهتِ مبانى علمى
حقیقت مسئله از دیدگاه دانش بشرى کاملاً مشخص نمىباشد، هر چند نظریه هایى ابراز شده است، از آن جمله بسیارى از دانشمندان معتقدند در برخى از چشمها نیروى مغناطیسى خاصى نهفته است که کارآیى زیادى دارد، حتى با تمرین و ممارست مىتوان آن را پرورش داد.
خواب مغناطیسى از طریق نیروى مغناطیسى چشمها است.
»اشعه لیزر« شعاعى است نامریى و توانسته کارى کند که از هیچ سلاح مخرّبى ساخته نیست. حال پذیرش وجود نیرویى در برخى چشمها که از طریق امواج به خصوصى در دیگران اثر بگذارد، امر عجیبى نخواهد بود.(6)
روح انسان بر اثر ریاضتها به درجهاى مىرسد که آثارى در جسم بر جاى مىگذارد، حال جسم گاهى اعضاى بدن است که شمشیر و سوزن و میخ و آتش در آن اثر نمىکند و گاهى چشم است که مىتواند آثارى را بر جاى گذارد که چشم زخم از آن جمله باشد.
پس اگر چه مسئله از جهت علمى کاملاً روشن نمىباشد، اما جایى براى انکار وجود ندارد و نظریههاى علمى نمىتواند خلاف آن را ثابت کند.
مرحوم طباطبائى(ره) در ذیل آیه 51 سوره قلم مىفرماید: »... مراد از آیه چشم زدن است که نوعى از تأثیرات نفسانى است و دلیل عقلى بر نفى آن نداریم، بلکه حوادثى دیده شده که با چشم زدن منطبق است و روایاتى طبق آن وارد شده، دلیلى ندارد که آن را انکار نموده و بگوییم عقیده خرافى است«.(7)
ادعیه مقابله با چشم زخم
در روایات وارد شده که پیامبر براى امام حسن و امام حسین(ع) از »رقیه« گرفت و این دعا را خواند: »أعیذ کما بکلمات التامة و أسماء اللَّه الحسنى کلّها عامة، مِن شر السامة و الْهامة، و مِن شرِّ کل عینٍ لامة، و مِن شر حاسدٍ إذا حسد؛ شما را به کلمات تامه و اسماى حسناى خداوند از شر مرگ و حیوانات موذى و هر چشم بد و حسود آن گاه که حسد ورزد مىسپارم«.(Cool
حضرت امام صادق(ع) فرمود: »هرگاه بخواهید با هیأتى آراسته و چشمگیر از خانه بیرون روید، معوذتین (قل اعوذ برب الفلق... و قل اعوذ بربّ النّاس...) را بخوانید تا چشمى در شما اثر نکند«.(9)
در حاشیه کتاب مفاتیح الجنان، ادعیه چندى ذکر شده است.
پذیرش وجود چشم زخم، نباید آدمى را به دامان خرافه وامور عوامانه سوق دهد. به این نکته توجه داشته باشید که پناه بردن به برخى امورخرافى براى دفع آن خلاف شرع است. از سوى دیگر دامنه تأثیر این گونه امور محدود است و همه عالم هستى در تحت فرمان خدا است.
پى نوشتها:
1. قلم ( ) آیه 51.
2. مجمع البیان، ج 10، ص 341.
3. یوسف (12) آیه 67.
4. این قول به مفسرانى همچون ابن عباس، قتاده و ضحاک نسبت داده شده است.
5. نهج البلاغه، حکمت 400.
6. تفسیر نمونه، ج 24، ص 426.
7. تفسیر المیزان، ج 19، ذیل آیه.
8. تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 400.
9. بحارالانوار، ج 95، ص 133.
|
در آمریکای جنوبی و لاتین جادوی سیاه رواج دارد که بسیار تاثیر گذار و مخرب می باشد به امید خدا در آینده در مورد جادوی سیاه بیشتر خواهم گفت.
|
|
|
که در زمانی زندگی میکنیم که جدیدترین تکنولوژی، ما را قادر به مشاهده و اندازه گیری این میدانهای انرژی میسازد. تکنولوژی ما آنچه را که عرفا برای قرنها تعلیم میدادهاند اثبات میکند. ما میتوانیم هالهی انسانها را از طریق بینایی یا به روشهای دیگر درک و تفسیر کنیم. هالههای ما همواره در حال تعامل با یکدیگر و محیط اطراف هستند. هر چه این تعامل طولانیتر یا کاملتر باشد، تأثیر آن بر هالهها بیشتر خواهد بود. به همین علت هالههای اعضای خانواده، دوستان قدیمی و زوجهای چندین ساله بسیار مشابه به نظر میرسد. انرژی باقیمانده از تعاملهای هالهای بر اشیاء و مکانها نیز تأثیر میکند و این تأثیر بر آنها نقش میبندد. مثلاً توجه کنید که خانههای مختلف چه احساسات متفاوتی را در ما بر میانگیزند. هر خانهای بسته به اینکه چه کسانی در آن زندگی میکنند، هالهای مخصوص به خود دارد، و در هر خانه هر اتاقی بسته به اینکه چه کسی در آن زندگی میکند و میخوابد، احساس منحصر به فرد دارد. خانهای که بیشتر وقتها خالی از سکنه است، خالیتر از خانهای که سرشار از زندگی روزانه است به نظر میرسد، حتی اگر در حال حاضر در خانه دوم هیچ کس نباشد. چنین خانهای را با اتاق یک هتل مقایسه کنید. چنین اتاقی به طور مداوم تحت تأثیر تعامل متغیر و سطحی انرژیهای متعدد و متفاوت است. ما باقی ماندهی انرژی خود را در همهی مکانها به جا میگذاریم. چیزهایی که ما با آنها تعامل بیشتر یا عمیقتری داریم (مانند لباسها، جواهرات، ماشین، تخت خواب، صندلی مورد علاقه، حیوان خانگی، یا اشیاء مورد علاقه) بیشتر و عمیقتر تحت تأثیر انرژیهای ما قرار میگیرند و این تأثیر بر آنها عمیقتر نقش میبندد. آنچه افراد در هنگام انجام سایکومتری (رواننگری و روانسنجی اشیاء) تفسیر میکنند، همین انرژی باقیمانده است. همچنین انرژی باقیمانده از حوادث بسیار سخت و دلخراش است که باعث میشود مکانی حالت “ روح زده ” پیدا کند، که نوعی پارگی در ساختار زمان و مکان، یا دریچهای به گذشته است. ما نوعی آگاهی قبلی نسبت به هالههای دیگران داریم، اگرچه بیشتر این آگاهی در سطح ناخودآگاه شکل میگیرد. ما بر اثر مجاورت با بعضی افراد دچار احساس تخلیه و فقدان انرژی میشویم، در حالی که بعضی دیگر به ما انرژی میدهند. ما با بعضی افراد احساس سازگاری و هماهنگی میکنیم، در حالی که با بعضی دیگر احساس ناسازگاری داریم. هرگاه نوسان انرژی شخصی با ما مشابه یا یکسان باشد، نسبت به او احساس جاذبه میکنیم، اما با کسی که روی طول موجی کاملاً متفاوت است، راحت نیستیم. زبان ما انعکاس آگاهی ناخودآگاه ما از تعامل انرژی نهفته در پس این تجربهها است. وقتی احساس میکنیم که کسی به ما نگاه میکند ، در واقع از انرژی او که با ما تعامل انجام میدهد آگاه میشویم. این پدیده برای یک روشنبین قابل دیدن است. یکی از اساتید متافیزیک نقل میکند که: من سالها پیش هنگامی که برای دیدن هالهها شروع به تمرین کرده بودم، نمونه جالبی از این پدیده را تجربه کردم. من منتظر یکی از دوستانم بودم تا با او در یک خانهی بزرگ اشتراکی که او با حدود یک دوجین دانشجوی دیگر در آن شریک بودند شام بخوریم. در حالی که با آرامش در آنجا نشسته بودم و اطراف را نگاه میکردم، متوجه مرد جوانی شدم که وارد اتاق ناهارخوری شد. او به دوست من نگاه کرد که رویش به سمتی دیگر بود و بشقابش را آماده میکرد. در این هنگام من رشتهای از انرژی به رنگ قرمز تیره را مشاهده کردم که از شبکهی خورشیدی آن مرد خارج شد، عرض اتاق را طی کرد و میدان انرژی دوست من را کاملاً احاطه کرد. همین که این رشته با هالهی او تماس پیدا کرد، او از حرکت باز ایستاد، سپس برگشت و مستقیماً به مرد نگاه کرد، در حالی که آثار رنجش در چهرهاش دیده میشد. در این لحظه رشتهی انرژی ناپدید شد. بعداً که من آنچه را دیده بودم به دوستم گفتم، او توضیح داد که آن مرد کسی بود که به شدت باعث ناراحتی او بود، زیرا همواره او را آزار میداد. در آن هنگام بود که من توانستم آنچه را که شاهد بودم آگاهانه جمع بندی کنم. آن مرد در حال خیال پردازی دربارهی دوست من بود، و من این خیال پردازی و واکنش دوستم را در سطح ناخودآگاه مشاهده کرده بودم. او به سادگی احساس کرده بود که کسی به او نگاه میکند و احساس ناراحتی کرده بود، در حالی که علت آن را آگاهانه نمیدانست، تا وقتی که برگشته، آن مرد را دیده بود. همچنین او نقل میکند که: اولین هالهای که مشاهده کردم، هالهی یکی از استاتیدم در دانشگاه میشیگان بود. من برای دیدن هالهها سعی نکردم، بلکه این پدیده به صورت اتفاقی برایم رخ داد. من در حالی که خیلی خسته بودم در یک سالن کنفرانس بزرگ نشسته بودم، روبرویم چند نفر از دانشجویان ظاهراً در خوابی راحت بودند. من در حالت نیمه خلسه بودم، آرام و سبکبال. همچنان که توجهم بین درون و بیرون سرگردان بود، درخششی به رنگ زرد طلایی در اطراف سر استادم شروع به پدید آمدن کرد. هنگامی که او به طرف جلو به سوی میکروفون حرکت میکرد و در نور اتاق قرار میگرفت، دیدن این درخشش مشکلتر میشد، اما وقتی او به طرف عقب حرکت میکرد و از روشنایی خارج میشد درخشش باز پدیدار میشد. وقتی کمی تمرکز بینائیم را تغییر دادم، درخشش، روشنتر، بزرگتر و واضحتر شد. شگفت زده شده بودم. من که آن زمان اطلاعات چندانی دربارهی هاله نداشتم، نمیدانستم که آیا آنچه میدیدم هاله بود یا نه. سپس شروع به نگاه کردن به اطراف سالن کم نور کردم، و از مشاهدهی هالههای اطراف سرهای دانشجویان متحیر شدم. این تجربه را به این دلیل برای شما بازگو کردم که بعضی از اجزای کلیدی شرایط ایدهآل برای درک هالهها را مشخص میکند: 1- من در حالت مدیتیشن (آرامش و سکوت کامل ذهن) قرار داشتم، و بسیاری از تجربههای جالب روحی و معنوی در حالت مدیتیشن کسب شدهاند. مدیتیشن تکنیک مهمی است که در تمام جهان برای تکامل روحی و معنوی تجویز میشود. هنگامی که شخص گفتگوی بی وقفهی ذهن آگاه را متوقف میکند، زمزمهها و انرژیهای ظریف قابل درک میشوند. 2- استاد، موضوع ادیان شرقی را تدریس میکرد. نکتهای که من در آن زمان به آن توجه نکرده بودم، این است که او بدون شک سالها وقت، صرف مدیتیشن و تمرین معنوی کرده بود. هر چه شخصی سالمتر و از لحاظ معنوی تکامل یافتهتر باشد، هالهی او بزرگتر و روشنتر خواهد بود. به همین دلیل است که تصویر مسیح، قدیسان و سایر افراد پارسا در طول تاریخ با هالههایی در اطراف سرشان نقاشی شده است. هالههای آنها چنان روشن بوده است که به آسانی توسط هنرمندان و احتمالاً همهی مردم درک میشده است. 3- من در آرامشی عمیق بودم. ذهن من خالی و آزاد بود و چشمانم روی نقطهی خاصی متمرکز نبودند. این حالت نیمه خلسه بسیار مهم است، مخصوصاً در هنگام یادگیری مشاهدهی هالهها. 4- استاد من در حال صحبت برای گروه بزرگی از مردم بود. احساسی که یک شخص هنگام صحبت کردن در برابر یک جمعیت شنونده تجربه میکند (چه شادی بخش و چه وحشت زا) تا حدود زیادی از انرژی عظیم روحی / هالهای منشاء میگیرد، که از طرف جمعیت به واسطهی توجه آنها به طرف گوینده جریان پیدا میکند. این جریان انرژی، انرژی یا هالهی گوینده را به شدت تقویت میکند. آسان ترین هالهها برای دیدن، هاله افرادی است که در برابر یک گروه به تدریس، اجرای نقش یا صحبت مشغولند. اگر شخص در حال تدریس یک موضوع معنوی باشد مقدار انرژی قابل مشاهده، شگفت آور است. جالب ترین جلوههای هالهای را، من هنگام تماشای ورود انرژی متافیزیک به بدن یک مدیوم (فرد واسط بین زندگان و مردگان) مشاهده کردهام. من عملاً وقوع این پدیده را دیدهام (هر چند در این مورد کمی مشکوکم، زیرا تجربههای خود من در زمینهی ارتباط روحی، متفاوت بودهاند). من یک مدیوم را هم دیدهام که میگوید این پدیده عملاً رخ میدهد و او اطلاعات را از روحی خارج از بدن خود، یا از “ خود برتر ” خود دریافت میکند. مشاهدهی چنین حالتی خیره کننده است.
مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Aura, Kushamehr publications, 1381 |
درمان دردها با سنگ های شفا بخش (متن کامل)
دکتر سید علی مفاخریان
سامانه خبری سلامت نیوز، گروه آموزش- کانى ها و سنگ هاى با ارزش به علت ساختار اتمى کامل و انرژى بسیارى که دارند و نورهاى ناب رنگى و درخشان که از خود مى تابانند در کنار دانش پزشکى، بدون خطرآفرینى مى توانند اثرهاى مثبتى بر جاى بگذارند. ولى این حرف دلیل بر این نیست که سنگ ها به تنهایى معجزه مى کنند، بلکه این سنگ ها همراه و در کنار درمان هاى پزشکى تأثیرات مفیدى را بر بیمارى ها دارند.
ارتعاشات متغیر در حوزه بدن تعادل جسم و جان را به هم مى ریزد و این ناهماهنگى است که باعث بیمارى مى شود. در این زمان است که مى توان با کمک گرفتن از ارتعاشات کانى ها و سنگ هاى باارزش، این ناهنجارى هاى به وجود آمده را کنترل کرد و هماهنگى لازم را در جسم و جان دوباره ایجاد کرد.
درمان با سنگ هاى شفابخش و باارزش براى زن و مرد و کودک نیز در هر سنى مناسب است و هیچ خطرى ندارد. در صورتى که این کار با آگاهى و دانش لازم انجام شود.
در گذشته هاى دور که مربوط به دوران پارینه سنگى یا عصر حجر مى شود، ابتدا بشر از سنگ به عنوان ابزار استفاده مى کرد. در آنجا بود که آموخت سختى سنگ ها مى تواند حیوانات را که زندگى او را تهدید مى کنند، از بین ببرد. همانجا بود که آموخت با ساییدن سنگ ها جرقه و آتش هم تولید مى شود. این ابتدایى ترین آشنایى بشر با سنگ بود.
بعد از این مراحل بود که حس زیبایى پرستى به انسان شوق استفاده از سنگ هاى رنگى مختلف را براى آراستن دست و گردن داد. باستان شناسان در بسیارى از مناطق کهن از جمله ایران در کاوش هاى خودشان آثار زیادى را که مبین آشنایى و استفاده ساکنان مناطق باستانى و ایران از این سنگ ها بوده به دست آورده اند. گیوشمن ضمن اکتشافات خودش از تپه سیلک در کاشان به تعدادى گردنبند با مهره هایى از عقیق، لاجورد، یشم، سنگ شیشه، مرجان، صدف و... برخورد کرد. این اشیا مربوط به هزاره هاى سوم پیش از میلاد و حتى شاید قبل از آن باشد.
در منطقه شوش کنونى که متعلق به دوره ایلامى و هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد است، تعدادى تندیس یافت شد. همه این موارد نشان مى دهد که مردم با تراش سنگ آشنا بوده اند.
در تخت جمشید سنگ هایى از جمله مرجان قرمز، فیروزه، عقیق و... به دست آمده که به شکل سرویس شیر، انسان یا انگشترهایى با نگین عقیق که روى آنها نقش پادشاهان در حال جدال با حیوانات اساطیرى است. این هنرها همه مربوط به هزاره اول پیش از میلاد است.
افسانه ها و روایات گوناگونى هم درباره سنگ هاى باارزش نقل شده است. مثل اینکه کاهنان از سنگ هاى باارزش براى تبرک استفاده مى کرده اند یا اینکه جادوگران براى طلسم این سنگ ها را به کار مى بردند.
آتلانتیسى ها مى دانستند که براى درمان بیمارى ها چگونه از این کانى هاى باارزش استفاده کنند. در چین از کوبیدن و پودر جواهرات براى مداواى بیماران سود مى بردند. در قرن هشتم میلادى شخصى به نام «سن هیلدنبژان» با کمک این سنگ ها بیماران خود را درمان مى کرد. این نشانه آن است که در گذشته و در مناطق مختلف انسان ها از سنگ ها علاوه بر استفاده آن به عنوان ابزارهاى گوناگون و زینت و در مراسم مذهبى از جنبه درمانى آن هم سود برده اند.
در بدن مراکزى وجود دارد که به این مراکز انرژى یا چاکرا مى گویند. بیمارى ها در اثر بسته شدن این مراکز انرژى پدید مى آیند. کانى ها و سنگ هاى باارزش قادر هستند تا این گرفتگى ها را از بین ببرند و انرژى حیاتى را به صورت منظم و باارزش در ما جارى کنندافرادى که مدیتیشن یا تمرکز مى کنند روى این نقاط آگاهى دارند و انرژى هاى درونى را از این نقاط بیرون داده و آزاد مى کنند.
طیفهاى رنگى در واقع همان رنگهاى نورى هفتگانه (رنگین کمان) هستند که از نور سفید سرچشمه مى گیرند. رنگهاى نورى به صورت انرژى پایان ناپذیر در سطح کره زمین، کیهان و ماورا همیشه در ارتعاش هستند و به درون زمین نیز نفوذ مى کنند و انرژى هاى مثبت و لازم کیهانى را وارد بدن ما کرده و در ما تعادل و توازن لازم را ایجاد مى کنند. در این زمان است که بیماریها از ما دور مى شوند.
اما این که در چه ساعات یا روزهایى گرفتن این انرژى از سنگها مناسب تر است و اصلاً چه نوع سنگهایى روى ما تأثیرگذار هستند؟
به عقیده بسیاری از کارشناسان این کار منطق و عقل نمى طلبد، بلکه باید اشخاص دریچه هاى قلب خود را باز بگذارند و به خود این فرصت را بدهند تا آن خود برترشان سنگى را که در یک لحظه بخصوص به آن احساس نیاز مى کنند، انتخاب کند. با اطمینان مى گویم که این کار شدنى است و سنگ شما را انتخاب مى کند. اگر در این مورد شک دارید یا در مورد چند سنگ تردید مى کنید، آنها را در دستان خود قرار دهید، آنگاه متوجه خواهید شد که با گرم شدن یکى از آنها، سنگ نسبت به شما واکنش مناسب نشان داده است.
که در این زمان باید سنگ را بشویید و آن را از ناخالصى ها پاک کنید. گاهى اوقات سنگى در اختیار شما قرار مى گیرد تا شما بتوانید از آن انرژى بگیرید. شاید این سنگ قبل از شما مورد استفاده شخصى بوده که دچار بیمارى و ناراحتى خاص بوده است. این سنگ از نظر فیزیکى به شما آسیب نمى رساند، ولى امکان دارد که افکار پریشان و انرژى منفى شخص قبلى را همراه داشته باشد و آن انرژى منفى شما را آزار دهد. بنابراین باید سنگها را پاک کرد.
آب، آتش، خاک و نمک دریا از عوامل پاک کننده سنگ هستند. شما مى توانید سنگ مورد نظرتان را در حدود 1 تا 2ساعت در آب جارى قرار داده و تمیز کنید یا آن را داخل خاک بگذارید و سپس آن را بشویید. گاهى هم مى شود سنگ را روى شعله شمع قرار داد یا اینکه از نمک خشک دریا براى پاک کردن آن استفاده کرد.
پس از پاکسازى سنگ مى توانید به پشت دراز بکشید و آرامش بگیرید.
بعد از اتمام این کار چند دقیقه در همان حالت باید باقى ماند. بعد سنگ را برداشته و به آرامى باید بلند شد، سنگ را شست، زیرا انرژى منفى و افکار پریشان که به سنگ منتقل شده را تخلیه کرد. افراد بر حسب نیازشان مى توانند این کار را انجام دهند. البته یک نکته را هرگز نباید از یاد برد و آن اینکه این کار در مورد تمام سنگها صدق نمى کند، باید بعضى از سنگها را مستقیماً روى محل درد قرار داد. بعضى از آنها را در آب قرار داد و بعد آن را می نوشند، مراکز انرژى یا همان چاکراها در هفت منطقه از بدن در راستاى ستون فقرات از پایین ترین قسمت تا بالاى جمجمه سر قرار گرفته اند.
•چاکراى ریشه یا پایه ستون فقرات (مولادهارا Mulddhara) نخستین چاکرا است.
این چاکرا محل ورود «پرانا» یا انرژى حیاتى است.طیف رنگى مربوط به این چاکرا قرمز است که نشانه زندگى، قدرت، نیروى جسمانى و حیات است. این رنگ روى کم خونى و فقر غذایى اثرخوبى دارد و ارتعاشات تقویت کننده و درمان کننده دارد. سنگ هاى قرمز مثل مرجان قرمز، یشم قرمز، یاقوت قرمز و... مناسب این چاکرا هستند.
طیف رنگى یاقوت قرمز، اوپال آتشى، یشم قرمز براى متولدین فروردین مناسب است. یشم قرمز و یاقوت قرمز و عقیق قرمز براى متولدین آبان تیر و مرداد مناسب است.
•چاکراى خاجى یا مرکز کلیه (سواد هیستانا Swadhistana) در قسمت پایین شکم قرار گرفته است.
طیف رنگى مربوط به این چاکرا نارنجى. نارنجى علامت انرژى است. این رنگ قدرت ارتباطى، دفع خشم و کنترل بر خویشتن را متعادل مى کند. مسائل مربوط به هضم غذا و گردش خون را منظم مى سازد.
عقیق نارنجى، سنگ ماه، اوپال آتشین که رنگ نارنجى دارند مناسب این چاکرا هستند.
طیف رنگى سنگ کهربا براى متولدین خرداد، مرداد و شهریور مناسب است. عقیق نارنجى براى ماه هاى اردیبهشت و آبان است.
•چاکراى سوم چاکراى شبکه خورشیدى (مانى پورا Manipura) است.
طیف رنگى مربوط به این چاکرا زرد و زرد طلایى است که نشانه عقل، هوش و ذهنیت است. این چاکرا بالاتر از ناف قرار گرفته است. رنگ زرد تأثیر مثبتى روى کبد، طحال، کیسه صفرا و اعصاب دارد. قدرت درمانى براى بیمارى مرض قند، یبوست دارد و کنترل کننده چاقى است. سیترین، کهربا، چشم ببر مناسب این چاکرا هستند. کهربا به متولدین خرداد، مرداد و شهریور تعلق دارد، سیترین مربوط به متولدین ماه هاى خرداد، اردیبهشت، مرداد و شهریور است. چشم ببر به متولدین خرداد، شهریور و مرداد متعلق است.
•چاکراى قلب یا عشق الهى (آنات هاتا Anathata) در وسط جناق سینه و بالاى قلب قرار دارد.
طیف رنگى مربوط به این چاکرا قرمز، نارنجى، زرد طلایى، صورتى و سبز است. کلیه سنگها با رنگهاى ذکر شده مانند مالاکیت، پریلات، تورمالین سبز و قرمز، کورل، کوارتز صورتى، کونزایت براى این چاکرا مناسب هستند و براى رفع مشکلات قلبى، تنظیم گردش خون و فشار خون و ناراحتى هاى پوستى مؤثر است.
•چاکراى گلو یا حلق (ویهودها Wihudha) است که روى حلق قرار گرفته است.
طیف رنگى مربوط به این چاکرا آبى و آبى و سبز روشن است که علامت جاودانگى، اخلاص و الهام است. این رنگ روى بیماریهاى گرفتگى گلو و ناراحتى هاى عصبى تأثیرگذار است. سنگهاى مربوط به آن فیروزه، تورمالین آبى، توپاز آبى، یاقوت آبى، اکومارین و... است. فیروزه به متولدین اسفند، یاقوت آبى به خرداد، اکومارین به خرداد، مهر، بهمن و اسفند مربوط مى شود.
•چاکراى پیشانى یا چشم سوم (آجنا Agna) در سمت پیشانى و کمى بالاتر از بین دو چشم قرار دارد.
طیف رنگى مربوط به این چاکرا آبى نیلى است. این رنگ باعث باز شدن چشم سوم - دید بیرونى و درونى - است. این رنگ براى آرامش و درمان بیماریهاى ذهنى مفید است. رنگ نیلى آگاهى را بالا مى برد و براى زنده کردن خاطرات فراموش شده مفید است. یاقوت کبود، لاجورد، چشم شاهین، آزوریت براى این چاکرا مناسب هستند. لاجورد به ماههاى آذر، دى، بهمن و اسفند تعلق دارد.
•چاکراى بالاى جمجمه یا تاج سر (ساهاس رارا Sahasrara) در قسمت میانى بالاى سر قرار دارد.
طیف رنگى مربوط به این چاکرا بنفش، سفید و طلایى است. این رنگ براى بیمارى هاى ذهنى مناسب است و خواب را تنظیم مى کند. فلورین، الماس، تورمالین و آماتیست مناسب این چاکرا هستند
زمین شناسی پزشکی عبارت است از کاربرد یافته های زمین شناسی در مورد کانیها و یا سنگهای دارویی و... در پزشکی یا داروسازی. ومعادل لاتین Medical Geology میباشد.
معرفی:
این علم ارتباط بین فاکتورهای زمین شناسی و مشکلات سلامتی انسان و حیوان و همچنین نقش مهم کانی های داروئی در پزشکی و داروسازی را بررسی می کنند، یک زمین شناس پزشکی باید در زمینه های زیر مهارت کافی داشته باشد تا بتواند وظیفه اش را به نحو عالی انجام دهد:
کانی شناسی وسنگ شناسی
توانایی شناسایی کانیهای دارویی و به کراگیری آنها، جهت سناز مواد اولیه دارویی
بررسی تاثیر عوامل محیطی بر روی سلامت انسان و بیماریهایی که سلامتی را تهدید می کنند.
خطرات عناصر جزئی و کمیاب
قرار گرفتن درمعرض عناصر جزئی و کمیاب سمی مشکلات زیادی را برای سلامتی به بار می آورد. در دنیا میلیونها نفر به دلیل تماس با آرسنیک، سرب، فلورین، جیوه، اورانیوم و... از مشکلات سلامتی رنج میبرند. استفاده نادرست از زغال با کیفیت پایین نیز خطراتی برای سلامتی به دنبال دارد، چون ذغالهایی با کیفیت پایین، دارای خاکستر، سولفور، عناصر جزئی و.کمیاب سمی وخطرناکی هستند، به عنوان مثال، در ایالت گوژو (جنوب غربی چین) روستاییان فلفل های قرمز ومحصولات ذرتشان را در داخل فرهای بدون منفذ، خشک می کردند.
تا اواسط قرن گذشته، فرها ، سوخت چوبی داشتند، ولی امروزه با از بین رفتن جنگلها، چوب کمیاب شده، تا جایی که روستائیان میزان زیادی از محصولات را به ذغال تبدیل می کنند و برای گرمازایی و پخت و پز وحتی خشک کردن بقیه محصولات استفاده می کنند، اما در هنگان تبدیل این محصولات به ذغال، مقدار زیادی آرسنیک (3500ppm) و دیگر عناصر جزئی در آنها رسوب می کنند و متاسفانه فلفل های قرمزی که در حرارت این ذغالها خشک می شوند، غذای اصلی روستائیان بوده و منبع اصلی آرسنیک می باشند بیماریهایی که آرسنیک ایجاد می کند، عبارتند از:
1- هیپرپیگمنتاسیون که با برافروختگی و کک و مک همراه است.
2- هیپرکراتوسین که علایم آن زخم های بزرگ با تمرکز بیشتر در دستن وپا.
3- باونز که در آن سیاه و شاخی شده خشک که مقدمه سرطان پوست است، دیده می شود.
4- سلولهای فلسی شکل کارسینوما (سرطانی)
البته، تمامی خطراتی که از ذغال ناشی می شوند، صرفا از احتراق آن نیست، به عنوان مثال در بالکان، آبهای زیر زمینی، هیدرکربنهای آروماتیک چندحلقه ای را از ذغال هایی با لایه بندی نازک، شسته و در آب چاه ها جمع می شوند ومردم با خوردن از آب چاه، به نوعی بیماری کلیه ای درون بافتی، به نام نفروپاتی اندمیک مبتلا میشوند. چون این هیدروکربنها به عامل بیماری کمک می کنند. این بیماریها بیش از صد هزار نفر را در یوگسلاوی سابق کشته است.
در نتیجه مصرف ذغال های خانگی، فلورین هم متصاعد می شود که بیشتر از آرسنیک، بیماری زا می باشد، تنفس گرد و غبار ریزی که حاوی آزبست های رشته ای باشد، بیماریهایی را باعث می شود که عبارتند از:
آزبستوزیس، فیبروزیس شش ها، سرطان ریه، مزوتلیومای بدخیم.
در کالیفرنیای جنوبی در سال 1994 در اثر زمین لغزش و زلزله، قارچهای خاکی به نام کوکسیدیوئیدی ایمیتس ؛آزاد شده بود و مردم با تنفس این هوای آلوده به بیماریهایی مثل آسم، کوکسیدیودومویس (تب دره) مبتلا شدند.
همچجنین هیدروکسیل آپاتیت (Ca)5(PO4)3(OH) کانی استخوان و اصلی ترین ماده استحکام بخش استخوان هاست. و برای تشکیل دانه های این کانی در استخوان باید در رژیم غذاییی ذخایر عظیمی کلسیم و فسفر موجود باشد. فلورین هم در ساختمان آپاتیت وارد می شود. در آب بعضی مناطق غلظت های بالایی از فلورین وجود دارد. (حدود 14ppm) که در اواخر قرن بیستم خالدار شدن دندانها در این مناطق را به غلظت های بالایی از فلورین نسبت دادند. ولی جالب اینجاست که تحقیقات زمین شناسی پزشکی نشان داده است که اگر به آب مصرفی 1ppm فلورین اضافه کنیم، دندانها سالم می مانند که همه این یافته ها را با استفاده از قوانین و دستاوردهای ژئوشیمی به دست آورده اند.
جنبه های پزشکی استفاده از بریلیم در صنعت جواهرسازی
در صنعت جواهر سازی، کانیها یا سنگهای زینتی (مثل سفیر، کروندوم و روبی) را تحت تاثیر بریلیم قرار می دهند تا تغییر رنگ داده و معمولا بی رنگ شوند و ارزش اقتصادی کانی یا سنگ را بالا ببرد.متاسفانه کار بر روی سلامتی جواهرسازان، بازرگانان جواهرات و خریدارانی که از جواهر استفاده می کنند، اثرات سوء دارد. بریلیم در فرم اکسیدی خود (BeO) اگر استنشاق شود یا لمس شود، حتما باعث بیماری خواهد شد. در سال 1940 .معدنکارانی که در تماس با این عنصر قرار داشته اند به بیماری کرونیک بریلیوم یا (CBD) مبتلا شدند. اکسید برییلیوم در راکتورهای اورانیوم که پلوتونیوم از اورانیوم ساخته می شود، استفاده می گردد.
اشاره به چند کانی دارویی
زرنیخ قرمز وزرد- استیبنیت یا آنتیموآن- کرومیت- باریت- بوراکس- سیلیویت و...
نتیجه:
پروژه های مشترکی که بین زمین شناسان و پزشکان کار می شوند می توان گفت که از نظر شخصی وحرفه ای به نفع زمین شناسان بوده و باعث پیشرفت بهداشت جهانی است.
منبع : http://larzeh.blogfa.com/
چاکرای شبکه خورشیدی نافی: (Manipura )
شخصیت و نیروی اراده
« میزان پاکی و تقدس شما متناسب با نیکی اراده شماست .»
سومین چاکرا ، چاکرای شبکه خورشیدی ، با شخصیت و اعتماد به نفس مرتبط است . این چاکرا « مرکز قدرت » شناخته شده است و با مثبت بینی ، بینش و انگیزه دروی در ارتباط است . چاکرای شبکه خورشیدی سیستم های گوارشی و متابولیسم را کنترل می کند ، به آن ها انرژی می بخشد و در آدمی انگیزه غلبه بر جبر و بی تفاوتی ایجاد می کند . این چاکرا به فرد کمک می کند نیروی شخصی خود را بروز دهد وغرایز گوارشی خود را دنبال کند وخطر پذیر باشد و مصمم .
رنگ : زرد طلایی
عنصر : آتش
جایگاه : شکم
قسمت های مرتبط در بدن : معده ، کبد ، کیسه صفرا ، طحال ، غدد فوق کلیوی
خصیصه های اصلی : اعتماد به نفس ، قوه حیات ریال ادراک ، بصیرت ، اراده ، انضباط ، قدرت
عصاره گل : فلفل سیاه ، زنجبیل و نعناع صحرایی
غذا : کربوهیدرات های مرکب ( انواع غلات و حبوبات )
پی آمدهای نا متعادل بودن چاکرای شبکه خورشیدی :
معمولا نامتعادل بودن چاکرای شبکه خورشیدی به صورت کاهش اعتماد به نفس، کاهش قوه حیات، حساسیت بیش از حد نسبت به انتقاد یا انتقاد بیش از حد از دیگران آشکار می گردد . نشانه های بی تعادلی این چاکرا احساس بی اعتمادی، خشم، حس سلطه، تمایل به کمال گرایی و تأکید بر جایگاه اجتماعی و حرفه ای فرد است .
نشانه های نا متعادل بودن چاکرای سوم :
پی آمد های روحی و روانی : عصبانیت، ترس از واپس زدگی، خود باوری ضعیف، تردید، ناتوانی، وسواس، بی عاطفگی، رنجش و طمع
پی آمد های فیزیکی : مشکلات گوارشی، آلرژی غذایی، دیابت، زخم های گوارش ، مشکلات کبدی، یرقان، هپاتیت، سنگ کیسه صفرا، مشکلات غدد فوق کلیوی، التهاب مفاصل و وسواس در نظافت .
هنگامی که چاکرای شبکه خورشیدی در حال تعادل باشد، پر انرژی هستیم و اعتماد به نفس بالایی داریم . با نیروی شخصی خود در ارتباطیم و می توانیم عقایدمان را دنبال کینم و پایان کارها را ببینیم . آتش گرم چاکرای شبکه خورشیدی به روشنی می درخشد و احساس بشاش بودن، حیات، قدرت و سرزندگی می کنیم .
پی آمد های تعادل سومین چاکرا عبارتند از :
- احساس قوی هویت و اعتماد به نفس
- پشتکار
- توانایی اطمینان به غرایز خود
- احساس تعلق خاطر
فعالیت های سود مند برای تعادل چاکرای شبکه خورشیدی :
یوگای قدرتی، ایروبیک، شنا، پیاده روی سریع و راه پیمایی
تنفس آتش در حالت کشش ( Kapalabhati )
- صاف به پشت بخوابید . دست ها زیر باسن و کف دست باید به سمت پایین باشد .
- پاشنه های پا را حدود پنج سانت بالاتر از زمین نگه دارید .
- سر را کمی بالاتر از زمین بگیرید . به انگشت پایتان خیره شوید .
- دهانتان را بگشایید ، زبانتان را بیرون آورید و نفس بکشید . وقتی ریتم تنفس خود را پیدا کردید . زبانتان را داخل دهان ببرید و به این تنفس سریع در حالی که از بینی دم و بازدم انجام می دهید ، ادامه دهید .
- در حالت دم شکم باید باز شود و در حالت بازدم منقبض گردد .
- فاصله زمانی دو و بازدم باید یکسان باشد .
- این عمل را یک تا سه دقیقه ادامه دهید .
« من قوی ، متمرکز و مصمم هستم »
تاثیرهای مثبت :
- جریان اکسیزن را در بدن افزایش می دهد . تمام سیستمها را تطهیر می کند و گردش خون را بهبود می بخشد .
- ماهیچه های شکمی و دیافراگم را قوی می کند .
- مرکز نیروی واقع در شبکه خورشیدی را تقویت می کند و بدن را گرم می سازد و نیرو می بخشد .
- حس داشتن حدود و شعور شخصیتی در فرد ایجاد می کند .
توضیح : تمرکز روی عمل بازدم ، عمل دم را ناخود آگاه می کند .
* اگر فشار خون بالا ، دیابت ، صرع ، افسردگی یا بی خوابی دارید یا بیش از سه ماه از بارداریتان می گذرد . تنفس اتش را انجام ندهید . هم چنین اگر احساس سرگیجه یا سبکی در سرتان کردید از انجام دادن این تمرین خودداری کنید .
کماندار ( Dhanurdharasana
- صاف بایستید و پا ها را سه برابر عرض شانه باز کنید . در این حالت ، شانه ها افتاده و از گوش ها فاصله دارند
- پای راست را ۹۰ درجه به سمت خارج و پای چپ را ۳۰ درجه به سمت داخل بچرخانید .
- لگن و شانه ها را به سمت روبه رو نگه دارید . زانوی راست را خم کنید . مفصل های ران را کمی ( تقریبا حدود یک پا ) پایین اورید .
- دستتان را مشت کنید و آن را جلوی سینه به سمت بیرون دراز کنید . نفس بکشید و دست چپتان را – تا جایی که می توانید البته بدون فشار – عقب ببرید . گویی طناب کمانی فرضی را می کشید .
- زانوی پای راست را بیشتر خم کنید و پایین بروید . توجه داشته باشید که زانوی پای راست باید با قوزک پا در یک راستا باشد .
- نقطه ای را مشخص کنید و به آن خیره شوید .
- از مرکز سینه خود ، عمیق و آرام نفس بکشید . ماهیچه های شکمی را بالا بکشید و این حالت را با آهسته عقب کشیدن دست چپ کامل کنید . شانه ها باید افتاده و دور از گوش ها باشند . یک دقیقه در این حالت بمانید و تنفستان را تا جایی که ممکن است بلند ، آرام و عمیق کنید .
- دست ها را پایین آورید و پا ها را صاف و کشیده نگه دارید .
- جهت را تغییر دهید و همین حرکت را تکرار کنید .
- هر دو جهت را یک بار دیگر تکرار کنید .
« من قدرتمند ، شجاع و متمرکز هستم »
تاثیرهای مثبت :
- قدرت تمرکز را افزایش می دهد و اعصاب را قوی می کند .
- نیروهای ذهنی و جسمی را افزایش می دهد .
- ماهیچه های ساق پا را قوی و ورزیده می کند .
- شانه ها و سینه را نرم و باز می کند .
کمان (Dhanurasna)
- روی شکم بخوابید ، چانه باید روی زمین باشد و پا ها کمی از هم فاصله داشته باشند .
- هر دو زانو را خم کنید . پاشنه های پا را به سمت باسن ببرید . به عقب خم شوید و قوزک پا را بگیرید . اگر نمی توانید ، بندی دور مچ های خود ببندید .
- نفسی عمیق بکشید . در بازدم ، ماهیچه های شکمی را بالا بکشید و استخوان شرمگاهی را پایین آورید .
- نفس بکشید و سر ، پا ، زانو و ران را آرام بالا ببرید . احساس کنید که استخوان های کتفتان به هم فشرده می شوند .
« من آن قدر قوی هستم که مسیرم را تا انتها ادامه دهم »
تاثیرهای مثبت :
- امعاء و احشا را ماساژ می دهد .
- به عمل گوارش کمک می کند .
- آهسته ، بدون ایجاد کشش یا فشار ، به عقب و جلو تکان بخورید و بر تنفسهای عمیق و یکنواخت خود متمرکز شوید .
- ۱۰ تا ۱۵ ثانیه در این حالت بمانید . نفس بکشید .
- در بازدم ، دست ها را رها کنید . آهسته پا ها را پایین آورید و صاف کنید . این حرکت را تکرار کنید .
- به پشت برگردید ، زانو ها را روی سینه بغل کنید . تا زمانی که احساس کنید ماهیچه های پایین کمرتان نرم شده اند یا تا هنگامی که خسته شدید ، در این حالت بمانید .
- تیروئید را تحریک و قفسه سینه را می گشاید .
- دست ها و پشت را قوی می کند .
- ران ها و باسن را متعادل می سازد .
* اگر فشار خون بالا دارید این تمرین را انجام ندهید .
قایق ( Navasana )
- با ستون فقرات صاف ، زانوی خمیده و کف پا ها روی زمین ، بنشینید .
- پشت ران ها را با دست بگیرید .
- نفس بکشید و به عقب خم شوید و روی استخوان نشیمنگاه حالت تعادل را حفظ کنید . نوک انگشتان پا باید روی زمین باشند .
- لگن ثابت است ( نه به سمت جلو می رود ، نه عقب ) . نفستان را بیرون دهید ، نافتان را به سمت درون بکشید . توجه
داشته باشید که ستون فقرات باید صاف باشند .
- نفس بکشید و انگشتان پا را از زمین جدا کنید و پا ها را دراز کنید .اگر این کار برایتان سخت است ، زانوهایتان را خم کنید
- هنگامی که احساس تعادل کردید ، دست ها را از ران جدا کنید ان ها را کشیده کنار پا نگه دارید . کف دست ها به سمت
داخل است .
- به زانوهایتان خیره شوید و روی تنفسی بلند ، آرام و عمیق متمرکز شوید .
- ۸ تا ۱۰ ثانیه در این حالت بمانید . این زمان را به یک دقیقه افزایش دهید .
- اگر می توانید این تمرین را تکرار کنید .
* هر چه بیشتر این حرکت را انجام دهید ، قوی تر می شوید و انجام آن برایتان راحت تر می شوید .
تاثیزهای مثبت :
- نیروی جسمی را افزایش می دهد .
- بنیه و نیروی اراده را تقویت می کند .
- ناحیه شکمی « مرکز قدرت » را قوی و محکم می کند و پشت را استحکام می بخشد .
- عضلات تا کننده ران و عضلات ران را تقویت می کند .
مدیتیشن خورشیدی
روی صدای چاکرای خورشیدی تمرکز کنید ( صدای آه )
- سه بار این صدا را آهسته یا با صدای بلند تکرار کنید .- عمل دم و باز دم را انجام دهید . انرژی خورشیدی را که از مرکز نیرو در بدنتان جریان یافته است و دارد در تمام بدن پخش می شود حس کنید .
- نوری انرژی دهنده را تصور کنید که با رنگ زرد کم رنگ تمام وجود شما را پاک می کند .
- تاریکی را با بازدم از ریه هایتان خارج کنید .
- به این موضوع بیاندیشید :
« نیروی من از مرکز وجودم پرتو افکن است »
- یک تا سه دقیقه این کار را ادامه دهید . اگر لازم شد ، دستانتان را پایین بیاورید .
تاثیرهای مثبت :
- سیستم عصبی را متعادل و تقویت می کند .
- حس خود باوری و اعتماد به نفس را افزایش می دهد .
- ماهیجه های شکمی و دست ها را تقویت می کند .
- حس خاکی بودن و داشتن ارتباط فیزیکی عمیق با زمین و هستی را افزایش می دهد .
- ذهن را پاک و آرام می کند .
- ضربان قلب و تنفس را کند می کند .
نوشته شده توسط بهناز مشاور
برگرفته از :www.aftab.ir/blog
خیلی از دوستان نمی دونستن کندالینی یا همون مارهای آتشی چیه این مطلب رو از وبلاگ استادم دکتر برازنده گرفتم
کندالینی قدرت امیال پاک هر انسان است ،همانند فنری میباشد که سه دور و نیم به دور خویش پیچیده است.
بطور غیر فعال و نهفته در انتهای ستون فقرات و مابین استخوان مثلث شکلی بنام اُ ساکرُم( استخوان مقدس ) قرار گرفته است .
استخوان مقدس از کنار (اُ ساکرُم) نماد کندالینی استخوان مقدس از روبرو(اُ ساکرُم)
زمانی که این نیرو در وجود ما ارشاد میشود ، در کانال مرکزی ( سوشومنا ) شروع به حرکت میکند و بعد از عبور از شش چاکرا وارد مخچه و قسمت تحتانی مخ یعنی منطقه لینبیک شده و بدین ترتیب مغز را روشن مینماید و از ( براهماراندها را) یعنی از ملاج سر به بیرون فوران میکند و این عمل باعث برقراری ارتباط بین نیروی فردی با نیروی کائنات یا همان نیروئیکه بشر را از نیستی به هستی آفریده است، میشود.
" ما این ارتباط را تحقق نفس یا خود پردازی مینامیم"
نشانه و اثر این اتحاد که ما بین ما و خالق ما برقرار شده است بصورت" نسیمی خنک" در کف دستها ، صورت ، پاها و همچنین دیگر اعضای بدنمان احساس میکنیم .
ما امروزه میدانیم که هزاران نفر که طالب حقیقت بوده اند ، بیداری کندالینی را عملا تجربه نموده اند و هم اکنون بیش از ?? کشور دنیا با صلح درونی آشنایی دارند و با بیداری کندالینی به نیروی بیکران کائنات پیوند خورده اند .

نمای حرکت کندالینی
بیداری کندالینی یک امر کاملا طبیعی مانند نفس کشیدن ، دیدن یا شنیدن است . بیدار شدن این نیرو در بدن انسان تولید هیچ گونه مشکل یا ناراحتی نخواهد کرد.
ما اثرات سودبخش و مفیدی را که بعد از بیداری این نیرو احساس میکنیم نمیتوانیم به صورت عبارت بیان کنیم ، ولی ما سعی میکنیم بعضی از خصوصیاتی را که بعد از فعال شدن این نیروی بیکران در بدن هر شخصی رُخ میدهد برای شما
عزیزان شرح دهیم:
و زمانی که کندالینی به آگنیا (مرکز ششم) میرسد ، طالب ساکت شده و احساس آرامش میکند . برای اینکه طالب بتواند تمام حواس خود را به درون خویش جلب کند ، میبایستی چشمانش را در حین بیداری کندالینی بسته نگاهدارد . بنابرین در این حالت شخص در هیچ گونه از حالات هیپنوتیزم یا از خود بی خود شدن و مستی و.... قرار ندارد و طالب کاملا آگاه به پیرامون خویش میباشد.
در این حالت طالب بسیار آرام است و توجهش مدام بوسیله افکار مختلف دنیوی پریشان نمی شود . این حالت بدون هیچ گونه فشار یا عملیات فیزیکی یا تمرینات روحی انجام نمیگیرد . یکی از علائم بیداری کندالینی در بدن این است که وقتی این انرژی به ملاج سر می رسد یک نسیم خنک را پدیدار می سازد ، این امر در مفهوم خودش یک پیشرفت غیره قابل پیشبینی از هوشیاری و ذهن انسان است.
اگر در مسیر حرکت کندالینی به ملاج سر یکی از چاکراها بنا به دلایلی مسدود یا گرفته شده باشد ، در هنگام عبور از آن چاکرا نیرو متوقف میشود و نمیتواند به چاکرای بعدی صعود نماید . در این هنگام ما میتوانیم ضربات کندالینی را به حالت گرما یا سوزشی که در حوالی آن چاکرا ایجاد میشود توسط دستها و همچنین گوشی طبی احساس نماییم.
و از شدت گرما و سرمائیکه که بر روی دستها احساس مینماییم می توان وضعیت چاکراها را در خود و یا بر روی شخص ثالثی کاملا معین نماییم.
بدین طریق است که نادی ها ( کانالها ) و چاکراها ، شروع به ابراز وجود می نمایند و آنچه که تا به امروز یک فرضیه تلقی می شد بعنوان بخشی از تجربه روزمره شخص محسوب می شود.
بدین ترتیب است که ما توسط این روش توانسته ایم ظرف اندک مدتی به آن مرحله از رشد و خودآگاهی برسیم که بتوانیم حالات خود و دیگران را از طریق انگشتانمان احساس کنیم.
همانطور که کندالینی از طریق آگنیا ( چاکرای ششم ) به سمت بالا حرکت میکند ، باعث خنک شدن سیستم ظریف بدن و همچنین مایع درون نخاع میشود.
این موضوع باعث از بین رفتن و تهی شدن دو بادکنک سمت چپ و سمت راست آگنیا ( اگو و سوپراگو ) می شود.
به مجرد چنین اتفاقی ، کندالینی قادر است که خود را به قله سوشومنا یعنی چاکرای ساهاسرارا برساند.
در این لحظه می گوییم که ما با نیروی بیکران کائنات اتحاد پیدا کرده ایم و صلح درونی به معنای واقعی انجام گرفته است.
اگر کسی از طریق دانش صلح درونی و بیداری کندالینی بیاموزد که چگونه چاکرا ها را تغزیه نماید ، می تواند چاکرا های خسته و ضعیف خود را فعال نماید.
همانطور یکه در بالا توضیح داده شده ، بیداری کندالینی هر انسان را قادر می سازد تا تشعشعات چاکراهای خود و دیگران را احساس نمایید ، احساسی که موید تغییرات کیفی از آگاهی انسان است که در سیستم مرکزی عصبی بروز می کند.
لذا این خلاصه ای از پروسه تکاملی هستی ماست که بوسیله نیروهای زنده طبیعت باور می شود.
حال ما می توانیم نتیجه بگیریم که ما قادر خواهیم بود تا سیستم عصبی خود را کنترل نمائیم و از انرژیهای سیستم پاراسمپاتیک بهره برداری نمائیم.
نکته قابل توجه:
هر کسی قادر بحرکت دادن انرزی کندالینی در افراد نیست. مگر آن که شخص, خود به خود آگاهی کامل و صلح درونی رسیده باشد و نیروهای کاینات در او ارشاد شده باشند .از شما خواهشمندیم که, از انجام هر گونه آ زمایشات غیر مجاز با نیروی کندالینی بپرهیزید.
ونکته دیگر اینکه کندالینی یک انرژی زنده در بدن ما می باشد و بیداری و احیای آن امریست بسیار طبیعی و هیجکس از طالبان صلح درونی حق هیجگونه دریافت وجه مادی وهیچگونه دادستدی مالی مجاز نمی باشند و بیداری کندالینی به صورت رایگان در اختیار مردم جهان قرار می گیرد.
بسیاری از مردم به سنگها و جواهرات صرفاً از دید زیور آلات و زیبایی و با قیمت و ارزش آن می نگرند. اما بعضی از
مردم به شانس و اقبال و نحس و شوم اثرات سحر و درمانی سنگها باور دارند.
صدها سال قبل اهل فن از فوائد سنگها و جواهرات استفاده می کردند و دریافته بودند که این سنگها دارای خواص مغناطیسی و درمانی می باشند و حال در عصر حاضر با تکنولوژی پیشرفته ای که بشر حاصل نموده از نور و اشعه در علم و صنعت و طب استفاده می شود.
جواهرات دارای ۱- خواص مغناطیسی ۲- خواص طبی ۳- خواص سحری می باشند و ما باید این خواص را دقیقاً شناخته و در رابطه با طبع مزاج و عنصر خود و هم چنین برج و ستاره خود جواهر را انتخاب کرده و از آن استفاده کنیم.
بعضی از جواهرات با طبع و مزاج ما سازگار بوده و برای ما نیک می باشند، بعضی هم با طبع و مزاج ما مخالف بوده و به این ترتیب ناموافق با ما هستند.
علما بر این عقیده اند که رنگ، فلز، سنگ و کلا تمامی اشیائی که ما از آنها استفاده می کنیم و در زندگی و رفتار و کردار ما تأثیر گذار بوده و اثر خاص خود را دارد.
خوبی و بدی سنگها زمانی برای ما معلوم می شود که از آنها استفاده کرده و آن را تجربه کنیم. لذا ضرورت دارد که در مورد سنگها شناخت پیدا کرده و ماهیت و خواص آنها را دریابیم و از سنگهایی که موافق با طبع و مزاج و عنصرما و موافق با برج و ستاره ماست استفاده کرد و از سنگهایی که با ما موافق نیستند استفاده نکنیم.

◄خواص طبی الماس
حکمای یونانی چنین می گویند که مزاج الماس گرم و خشک بوده و درجه کم آن مزاج سرد و خشک دارد. استفاده تعلیق از آن یعنی به صورت گردنبند تقویت کننده قلب است، در کتاب مخزن الادویه نوشته شده اگر الماس را بر شکم ببندید، ناراحتی و مشکلات دستگاه گوارش را دور کرده و هضم را آسان می کند، هم چنین معده را تقویت می نماید، اگر بیماران فلج لقوه، رعشه، جذر، صرع و کسانی که بیماریهای پوستی دارند، اگر در چشمه معدن الماس غسل کرده حمام کنند بیماری آنها درمان می گردد.
اگر به شکل مثلث ازالماس استفاده گردد بیماری صرع را درمان می نماید.
از پودر آن اگر دندانها را مسواک کنند، دندانها سفید و براق شده و بسیار محکم و سخت خواهد شد، اما هرکز اینکار را نکنید چون الماس زهر خطرناکی است و اگر داخل معده گردد آدمی را هلاک می نماید.
احیاناً اگر با چنین مسئله ای روبرو شدید علاج آن استفاده از شیر تازه گاو می باشد تا اینکه بهبودی کامل شود، سپس از ماهی استفاده گردد.
کشته الماس یبوستهای بسیار سخت را درمان می نماید برای قوت باه و زیادی عمر و تندرستی بسیار مفید است.

◄خواص طبی یاقوت
حکمای عرب و پارس می گویند که هر کس که یاقوت به همراه داشته باشد، ناراحتی های معده از او دور شده و به مغز طاقت و قدرت می دهد، اگر از کشته آن استفاده گردد غش، صرع، جنون، طاعون و خونریزی قاعدگی شدید درمان می گردد. گردش خون را تنظیم کرده و سموم را از بدن دفعه می نماید.
در مقابل نیش گزندگان پادزهر بوده و خونریزی شدید قاعدگی را درمان می نماید، خون را صاف کرده و نبض را کنترل کرده عادی می سازد و به روح آدمی طاقت می دهد.
اگر نزدیک چشم نگاه داشته یا از سرمه آن استفاده کنید، تمام امراض و شکایات چشم را دور می سازد، اگر نزدیک دهان باشد بوی بد دهان را از بین می برد، به دل استقلال داده و خوف و ترس را از بین می برد.

◄خواص طبی نیلم (یاقوت کبود)
حکما استفاده از نیلم را مفرح دل و دماغ دانسته و معتقدند که قدرت و دولت به آدمی داده و باعث می شود که آدمی در همه چیز ترقی نماید.
یک گرم از گشته نیلم و اگر در آب حل کرده بنوشند، صرع خفقان و طاعون را درمان می نماید. پادزهر بوده و خون را صاف می کند، سرمه آن مقوی بصر می باشد.
نیلم را بر روی سینه بیمار قرار دهید تب او را قطع می نماید، بر روی پیشانی اگر قرار گیرد فشار خون را کنترل می نماید.
بر روی چشم اگر قرار دهید چشم را پاک کرده و اگر حشره و کرم در آن باشد، بیرون خواهد آمد. ورم و لک چشم را از بین می برد. جوش و حساسیتهای پوستی را از بین برده و درمان می نماید.
کسانی که چشمان ضعیفی دارند اگر به نیلم نگاه کنند ضعف چشمان آنها برطرف خواهد شد.

◄خواص طبی زمرد
حکمای ایرانی و یونانی خواص طبی زمرد را به این ترتیب می دانند. هر کسی زمرد را به همراه داشته و یا آن را به شکل دارو استفاده نماید، ناراحتی و درد معده او را درمان می نماید، حرکت نبض را تیز و عادی می سازد، روح را تقویتی نماید.
برای گاز معده و استفراغ مفید بوده، زمرد از نظر برودت و یبوست در درجه دوم می باشد. اگر کسی در اثر خوردن زهر مسموم شده باشد و یا اینکه جانوری سمی او را نیش زده باشد، استفاده از کشته زمرد بقدر ۸ دانه گندم او را درمان نموده و پادزهر می باشد.

◄خواص طبی مروارید
مروارید مفرح و باعث لطافت قلب و روح بوده و به تمامی بدن سرایت می کند. امراض و بیماریهای معده، قلب، جگر، جنون، بواسیر و یرقان را شفا می بخشد.
برای بیماریهای کلیه، مفید بوده و آن را درمان می کند، کلیه سنگهای بدن را بوسیله ادرار دفع می کند.
برای بواسیر، بواسیر خونی و حیض نافع بوده و آنها را درمان می نماید. برای حامله مفید می باشد. کشته مروارید برای استفراغ، بوی بد دهان، سردرد، ورم و بیماریهای چشم دارویی نمونه می باشد.
برای جوش، کورک و حساسیتهای پوستی بسیار مفید بوده و اگر از کشته آن به بچه ۴۰ روز داده شود، تمامی عمر در برابر جوش و بیماریهای پوستی بیمه خواهد شد.
کشته مروارید معجون بوده و تقویت کننده بدن می باشد. اگر زن باردار ۲ دانه مروارید و یک دانه مرجان را به شکل تعویز به همراه داشته باشد هیچ آسیبی به او و بچه وارد نشده و بچه او به سلامت پای به دنیا خواهد گذاشت.
اما برای کسی که بیماری مثانه داشته باشد استفاده از کشته مروارید مضر می باشد.
نظرات ()